از روسیه و اوکراین تا کاراکاس / ضرورت دیپلماسی پنهان برای ایران
دکتر محمود رضا امینی* در یادداشتی نوشت؛ تحولات اخیر سیاست خارجی ایالات متحده، بهویژه تشدید فشارها علیه ونزوئلا و بازگشت آشکار سناریوی "تغییر حاکمیت از مسیر بیثباتسازی و مداخله غیرمستقیم"، نشاندهنده ورود واشنگتن به مرحلهای جدید از کنش تهاجمی اما کمهزینه است. الگویی که پیشتر در اوکراین، لیبی، عراق و سوریه تجربه شده و امروز در آمریکای لاتین بازتولید میشود، واجد پیامهای روشن و نگرانکنندهای برای جمهوری اسلامی ایران است.
1. ونزوئلا؛ آزمایشگاه جدید یا بازگشت به الگوی قدیمی؟
رفتار آمریکا در قبال ونزوئلااز تحریمهای فلجکننده تا تلاش برای حذف یا ربایش رهبر قانونی، حمایت از اپوزیسیون مصنوعی و تمرکز بر "تسلط بر منابع نفتی"نشان میدهد واشنگتن در صورت فراهم شدن شرایط، هیچ حد و مرزی برای مداخله قائل نیست. آنچه این پرونده را مهم میکند، "شباهت ساختاری آن با ایران" است: کشوری مستقل، دارای ذخایر عظیم انرژی، مواضع ضدامپریالیستی و متکی بر مشروعیت درونزا.
تجربه ونزوئلا هشدار میدهد که دشمن، بیش از آنکه به اقدام نظامی مستقیم بیندیشد، بهدنبال "ترکیب فشار اقتصادی، شکاف اجتماعی و عملیات روانی" برای فروپاشی از درون است. در این الگو، انرژی هدف نهایی است، اما جامعه مسیر رسیدن به آن.
2. اوکراین و روسیه؛ مهار بدون پیروزی
در جبهه اروپا، جنگ اوکراین بهرغم تبلیغات اولیه غرب، نهتنها به شکست روسیه منجر نشد، بلکه آمریکا و ناتو را وارد وضعیتی فرسایشی کرد. امروز روشن شده است که: - ناتو توان ورود به جنگ مستقیم را ندارد - اروپا بدون آمریکا ناتوان است - و آمریکا بدون اجماع داخلی و منابع کافی، قادر به تحمیل نظم مطلوب خود نیست
در چنین شرایطی، راهبرد آمریکا تغییر کرده است: "بهجای شکست قاطع، مدیریت بحران و انتقال فشار به محیط پیرامونی رقبا". این همان نقطهای است که ایران، بهعنوان بازیگر مؤثر منطقهای و شریک عملی روسیه، در کانون تمرکز قرار میگیرد.
3. ایران؛ هدف همزمانِ بازدارندگی و فرسایش
افزایش تهدیدات اسرائیل و تشدید لحن آمریکا علیه جمهوری اسلامی، بیش از آنکه مقدمه جنگ باشد، نشانه ورود به فاز "لبهجنگ همراه با فرسایش داخلی" است. هدف اصلی: - افزایش هزینههای امنیتی ایران - درگیرسازی ذهنی و اقتصادی جامعه - و تضعیف انسجام تصمیمگیری
در این چارچوب، پروندههایی چون انرژی، تحریم، ناامنی روانی بازار، و حتی تحریک برخی جریانهای منطقهای برای طرح ادعاهای ارضی یا اقتصادی، اجزای یک پازل واحدند.
4. اقتصاد؛ حلقه اتصال دشمن به خیابان
وضعیت نابسامان اقتصادی، تورم بالا و فشار معیشتی، بستر واقعی نارضایتی است. اعتراضات کسبه و اصناف، فینفسه پدیدهای طبیعی و قابل فهم است؛ اما نقطه خطر، تبدیل اعتراض اقتصادی به ناآرامی هدایتشده است.
مدل آمریکایی روشن است:
1. فشار حداکثری اقتصادی 2. تحریک نارضایتی صنفی 3. پررنگسازی رسانهای 4. اتصال به گفتمان سیاسی - امنیتی 5. مشروعیتزدایی از حاکمیت
ونزوئلا، لبنان، عراق و حتی اوکراین، هر یک نسخهای از این سناریو را تجربه کردهاند.
5. دیپلماسی پنهان؛ حلقه گمشده مدیریت بحران
در چنین محیطی، دیپلماسی پنهان نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت امنیت ملی است. دیپلماسی رسمی و آشکار، در شرایط فشار حداکثری، محدود و پرهزینه است؛ اما دیپلماسی پنهان امکانهایی فراهم میکند که نباید نادیده گرفته شود:
- ارسال پیامهای بازدارنده بدون تشدید - مدیریت بحرانهای منطقهای پیش از رسانهای شدن - شکافسازی در ائتلاف دشمن - خرید زمان برای ترمیم درونی
نکته کلیدی آن است که دیپلماسی پنهان باید فعال، هدفمند و همسو با قدرت میدانی باشد، نه جایگزین آن. تجربه تاریخی نشان داده هرگاه دیپلماسی پنهان از اقتدار جدا شده، به امتیازدهی منجر شده است.
6. پیوند دیپلماسی پنهان با اقتصاد داخلی
دیپلماسی پنهان صرفاً سیاسی - امنیتی نیست. گشودن کانالهای اقتصادی غیررسمی، تثبیت مسیرهای انرژی، تبادلات مالی محدود اما مؤثر و حتی پیامهای اطمیناندهنده به بازارهای کلیدی، همگی بخشی از این دیپلماسیاند. بازار، پیش از آنکه به آمار واکنش نشان دهد، به سیگنال سیاسی واکنش نشان میدهد؛ و این سیگنال لزوماً نباید علنی باشد.
پیشنهادهای راهبردی
1. در سیاست خارجی و امنیتی - تقویت بازدارندگی هوشمند بدون اعلامهای تحریکآمیز
- استفاده هدفمند ازدیپلماسی پنهان برای ارسال پیامهای روشن به آمریکا و اسرائیل درباره هزینههای هرگونه اقدام - تعمیق همکاری باروسیه، چین و سایر شرکای مستقل خصوصا در بهسازی اقتصاد، با حفظ استقلال تصمیمگیری
2. در حوزه اقتصاد و اجتماع - اولویت فوری کاهش فشار بر کسبه خرد و متوسط بهعنوان خط مقدم ثبات اجتماعی - شفافسازی و گفتوگوی مستقیم حاکمیت با اصناف، پیش از مداخله رسانههای معاند
- تفکیک عملی اعتراض صنفی از پروژه بیثباتسازی
3. در حوزه رسانه و افکار عمومی
- روایتسازی فعال از الگوی ونزوئلا و دیگر نمونهها، با زبان توضیحی نه تهدیدآمیز
- افزایش سواد راهبردی جامعه نسبت به جنگ ترکیبی و نقش اقتصاد در آن تحولات ونزوئلا، اوکراین و منطقه نشان میدهد آمریکا بهدنبال پیروزی سریع نیست؛ هدف، فرسایش هوشمندانه و تغییر رفتار از درون است. پاسخ جمهوری اسلامی ایران نیز باید ترکیبی از اقتدار، هوشمندی و انعطاف کنترلی باشد.
در این میان، دیپلماسی پنهانِ فعال، همراه با ترمیم اقتصادی درونی, میتواند شکاف محاسباتی دشمن را عمیق و هزینههای او را افزایش دهد.
*کارشناس ارشد راهبردی وحکمرانی اسلامی