انتقاد در تنگنا

وب‌گاه عصر ایران مشاهده در مرجع

منتقد را آزاد بگذارید تا استدلال ها قوی تر گردد و هر فردی در جایگاه خود بداند اگر بدون تعقل وبرنامه سخنی به میان آورد رسوای عالم می شود.

عصر ایران؛ سجادبهزادی - ابراهیم رئیسی رئیس جمهور منتخب در اولین مصاحبه تلویزیونی بعد از پیروزی در انتخابات، خطاب به رسانه‌ها گفته بود که "نقد" را می‌پذیرد، اما نقد باید "منصفانه" باشد. او همچنین در مصاحبه دیگری نیز که کمی بعد از صدا و سیما منتشر شد مجدد بر انصاف در انتقاد کردن تاکید و بیان داشت" یک قاضی رای می‌دهد و یک کارمند کار می‌کند و خبرنگار و عزیزی که در فضای دیجیتال کار می‌کند و قلم می‌زند باید با انصاف قلم بزند."

شیوه برخورد رئیس جمهور منتخب با منتقدان، یکی از جدی ترین مسائلی است که ذاتا اهمیت زیادی دارد. او سال های طولانی دستگاهی را نمایندگی می کرده است که بیشتر آمر بوده است و کمتر مورد نقد منتقدین قرار داشته است.

پرسش اساسی اینست؛ آیا رئیسی در نهایت با این استدلال که نقدهای منتقدین "منصفانه" نیست، انتقاد را در دولت خود به تنگنا خواهد برد؟

امانوئل کانت عبارت عمیق و دقیقی دارد که می گوید " عصر ما به درجه‌ای چشمگیر عصر نقد است و تمامی امور باید خود را تسلیم آن کنند. حکومت از طریق عظمت و اقتدارش، ممکن است بکوشند خود را از محک نقد برهاند. اما در این صورت، دیدگان مظنون همگان را به سوی خود جلب خواهند کرد؛ و لذا نمی‌توانند مدعی آن احترام صادقانه‌ای شوند که عقل آن را تنها به آنچه از پس آزمون وارسی آزاد و بی‌قید برمی آید ارزانی دارد."

به راستی خطوط قرمز نقد ونقادی در جامعه ما تا چقدر است ومنتقد در کدام چارچوب می تواند نقد خود را به قول رئیس جمهور منتخب، منصفاته ابراز کند؟

فضای انتقاد در جامعه ایران همیشه با ناهمواریها و هزینه های مضاعف برای انتقادکننده روبرو بوده است. اگر حاکمیت امروز در ایران به دلیل یکدست بودن ساخت قدرت؛ بخواهد به این بهانه که انتقادات "منصفانه" نیست، حد ومرز جدیدی را برای آن تعریف کند بسیار خطرناک است و در سال های آینده بیشتر از آنکه صدای منتقد شنیده وتحمل شود، فقط صدای ستایش گران، مجیز گویان و مداحان در آن به گوش می رسد.

کسی موافق فحاشی وپرده دری و دروغ گفتن در انتقاد نیست؛ اما اینکه هر نقدی اگر مخالف میل ما باشد آن را نامنصفانه بخوانیم، خطری است که جامعه را تهدید و دایره انتقاد را تنگ تر می کند.

به همان میزان که دروغ در انتقاد گویی امری ناپسند است باید پذیرفت که ستایش و مداحی نیز در انتقاد نوشتن جایگاهی ندارد و از اساس غیرحرفه ای است.

منتقد آمده است تا پرده "دگماتیسم" را بدرد و با استدلال خود نوری بر تاریکی بتاباند. ما نمی توانیم به بهانه نقد غیرمنصفانه، انتقاد را به تنگنا ببریم و بعد شعار استقبال از انتقاد را هم سر دهیم.

منتقد می خواهد به تکثر آراء دامن بزند و طرحی نو دراندازد و ما نمی توانیم چون قدری آن خط مستقیم کلام قدرت دچار چالش می شود منتقد را به تنگنا ببریم و با توصیه های اخلاقی رایج او را متهم به بی انصافی هم کنیم. در جریان چنین فرایندی که تضارب و تکثر آراء پیش می آید باید آستانه تحمل ومعرفت خود را بالا ببریم وگمان نکنیم آنچه خود می دانیم حجت تمام است ومنتقد بهره ای از فهم، استدلال، ادراک وانصاف ندارد.

فضای انتقاد در جامعه به همگان می آموزد که سخن در حد و اندازه خویش بگویند و عملکرد خود را دقیق به افکار عمومی ارائه دهند. منتقد گفته های مسئولان را به ترازوی نقد می برد و هر چقدر این فضا بازتر باشد، هر مسئولی به خود جرات نمی دهد گفتار بی عمل داشته باشد و نگران وعده های فردای خود نیز نباشد.

منتقد را آزاد بگذارید تا استدلال ها قوی تر گردد و هر فردی در جایگاه خود بداند اگر بدون تعقل وبرنامه سخنی به میان آورد رسوای عالم می شود.

در جوامع بسته وادی نقد، وادی دل ربایی نیست وناقدان همیشه در معرض آسیب هستند وصاحبان قدرت، منتقدان را موجب رنجش و ناراحتی خود می دانند وبه تخریب وتهدید ناقدان می پردازند. فضای رسانه ای را تنگ تر می کنند و فیلترینگ تشدید شده را تنها راه مقابله با آزادی اطلاعات درجامعه می دانند. امروز مجلس انقلابی در خطائی مذموم شده به دنبال فیلترینگ بیشتر شبکه های رسانه ای است.

در دنیای امروز این خطا راه به جایی نخواهد برد و بهتر است همه ما آن سخن کانت را همواره مدنظر قرار دهیم و بپذیریم که " عصر ما به درجه‌ای چشمگیر عصر نقد است و تمامی امور باید خود را تسلیم آن کنند."

لینک کوتاه: asriran.com/003KjY