شنبه 27 دی 1404

نگاهی به فیلم «فلسطین 36» نماینده کشور فلسطین در اسکار 2026 / سمت درست تاریخ

وب‌گاه مشرق نیوز مشاهده در مرجع
نگاهی به فیلم «فلسطین 36» نماینده کشور فلسطین در اسکار 2026 / سمت درست تاریخ

حالا تا حماس حرکتی زد و ضرب شستی به متجاوزان نشان داد، تمام رسانه‌های غربی از جمله بی‌بی‌سی با هر کدام از فلسطینی‌ها که مصاحبه می‌کردند، ابتدا می‌گفتند خشونت حماس را محکوم می‌کنید یا نه؟

سرویس فرهنگ و هنر مشرق -سال 1936 در حالی که قیام علیه حکومت استعماری بریتانیا در فلسطین شروع شده، یوسف که یک جوان ساده‌دل و احساساتی است، بین روستای زادگاهش و بیت‌المقدس که برای کار به آنجا می‌رود، گیر می‌کند. تاریخ در حال شتاب گرفتن است. مردم فلسطین، از روستایی‌ها تا روشنفکران شهر، از زن‌ها و مردهای مسیحی و مسلمان گرفته تا هر کسی که فکرش را بشود کرد، دیگر طاقت نمی‌آورند. آنها اول یک اعتصاب عمومی بزرگ راه می‌اندازند که طولانی‌ترین اعتصاب تاریخ است و همه چیز قفل می‌شود. بعد روستاها قیام می‌کنند؛ بزرگ‌ترین و طولانی‌ترین شورش علیه بریتانیا در تاریخ کل امپراتوری‌شان. این یک لحظه تعیین‌کننده است برای پایان دادن به یک سلطه طولانی و البته آغاز یک استعمار جدید که آینده کل منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

همزمان با این قیام، موج بزرگی از مهاجران یهودی از اروپا می‌آیند و زمین‌ها را می‌خرند، مزارع را آتش می‌زنند و کم‌کم مردم محلی را جایگزین می‌کنند. بریتانیایی‌ها که حاکم هستند، به جای حفاظت از مردم بومی، از این مهاجرت حمایت می‌کنند و سیاست‌های استعماری‌شان را پیش می‌برند.

این داستان از چشم یوسف و آدم‌های اطرافش روایت می‌شود: یک روزنامه‌نگار زن شجاع که با نام مستعار می‌نویسد، کشاورزانی که زمین‌شان را از دست می‌دهند، انقلابی‌هایی که سلاح برمی‌دارند، خانواده‌هایی که بین امید و ترس گیر افتاده‌اند و حتی بریتانیایی‌هایی مثل کمیسر عالی (با بازی جرمی آیرونز) که با خونسردی مخصوص به استعمارگران، همه چیز را مدیریت می‌کنند.

فوریه 2025 بود که اعلام شد هیام عباس، کامل پاشا، یاسمین المصری، جلال الطویل، صالح بکری، یافا بکری و ظافر العابدین، به همراه روبرت آرامایو، لیام کانینگهام و جرمی آیرونز به جمع بازیگران فیلمی پیوسته‌اند به اسم «فلسطین 36»؛ فیلمی که «آن ماری جاسر» کارگردانی‌اش را بر اساس فیلمنامه‌ای از خودش انجام می‌داد. شرکت‌های کرزون فیلم و MAD Distribution به ترتیب توزیع این فیلم را در بریتانیا و غرب آسیا به عهده گرفتند و رونمایی از کار در جشنواره فیلم تورنتو 2025 بود که با تشویق ایستاده 20 دقیقه‌ای حضار بدرقه شد و بعد از آن هم سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم توکیو جایزه بزرگش را به همین فیلم داد.

از ابتدا قرار بود فیلمبرداری اصلی در خود فلسطین انجام شود اما جنگ غزه در سال 2023 تولید را به تعویق انداخت. بعد گروه توانست برگردد و تولیدش را تمام کند تا این تنها فیلم بلند داستانی‌ای باشد که از 2 سال پیش تابه‌حال در خود فلسطین جلوی دوربین رفته است.

این فیلم به عنوان نماینده فلسطین برای بهترین فیلم بلند بین‌المللی در نودوهشتمین دوره جوایز اسکار انتخاب شد و تا اینجای کار به فهرست کوتاه دسامبر هم راه پیدا کرده است. «فلسطین 36» یکی از 3 فیلمی بود که امسال با موضوع تاریخ فلسطین به نودوهشتمین دوره جوایز اسکار آمد و آن 2 فیلم دیگر «تمام چیزی که از تو باقی مانده» و مستند «صدای هند رجب» بودند. استقبال منتقدان و روزنامه‌نگارها هم از این فیلم خیلی خوب بود.

وبسایت راتن‌تومیتوز بر اساس 24 نقد، از جمله مطالب 8 منتقد برتر، به این فیلم امتیاز 100 درصد داد و بین محتوای این مطالب هم نکات جالبی می‌شود پیدا کرد. فایننشال تایمز این فیلم را «یک حماسه تاریخی مهیج» توصیف کرده که «تولد ناموفق یک ملت (یعنی ملت صهیونیست) و سرکوب وحشیانه انقلابی‌هایی را که در برابر مهاجرت سریع یهودیان و آوارگی اعراب مقاومت می‌کنند روایت می‌کند» و نیوعرب (The New Arab) آن را «یک درام تاریخی حماسی» می‌داند که به عنوان پادزهری به‌موقع برای فیلم هالیوودی «خروج» عمل کرده است؛ فیلمی که سال 1960 به کارگردانی اتو پرمینجر ساخته شد و روایت تولد اسرائیل را همان‌طور که خود آنها می‌پسندیدند، انجام می‌داد. عبارتی که سایت نیوعرب به کار برده و فیلمی در 2025 میلادی را پاسخی بجا به فیلمی که سال 1960 ساخته شده بود می‌داند، در نوع خود جالب و کنایه‌آمیز است.

این کنایه از یک سو می‌تواند متوجه سکوت سینمای جهان در قبال مسائل فلسطین طی تمام این سال‌ها و اجازه دادن به روایت‌های طرفدار صهیونیسم برای جعل‌های تاریخی باشد و از سوی دیگر می‌تواند به شرایط افکار عمومی جهان در دهه 20 قرن بیست‌ویکم اشاره کند؛ جایی که دیگر بعد از تمام آن جعلیات پرزرق و برق و پرخرج رسانه‌ای، کار به جایی رسیده که از هاروارد تا هالیوود، حتی خیابان‌های آمریکا هم صحنه اعتراض به جنایات رژیم صهیونیستی است و تولید فیلمی مثل «فلسطین 36» را از این جهت موجه می‌کند؛ یعنی از این جهت که حالا باور کردن چنین چیزی بسیار راحت‌تر به نظر می‌رسد که از ابتدا مساله وعده داده شدن این سرزمین به یهودیان و تشکیل یک کشور جعلی در آنجا به همین بهانه.

واقعیت این است که اگرچه شاید بتوان در فیلمی مثل «فلسطین 36» یکسری حقایقی کمتر بیان شده را پیدا کرد اما به‌رغم استقبال بی‌نظیری که این اثر از منتقدان دریافت کرد، آن را نمی‌توان یک شاهکار سینمایی محض به حساب آورد. اتفاقاً بهترین فیلم تاریخ سینمای جهان را درباره لحظه شروع اشغال فلسطین توسط صهیونیست‌ها، یک کارگردان ایرانی ساخته است اما نه حالا، بلکه سال‌ها پیش.

سیف‌الله داد «بازمانده» را بر اساس داستانی از یک نویسنده فلسطینی و با بازیگران سوری در سوریه ساخت اما قطع به یقین جشنواره‌های غربی در آن دوره حتی حاضر به نمایش آن نبودند، چه رسد به اینکه به طرز بی‌سابقه‌ای صددرصد نقدها درباره‌اش مثبت باشد و به فهرست منتخب اسکار هم راه پیدا کند. باید باور کرد چیزهای زیادی در همین چند سال اخیر در افکار عمومی دنیا تغییر کرده که همگی تحت تاثیر طوفان‌الاقصی بوده است. هنوز تأثیر طوفان‌الاقصی را بر تصمیم‌گیری‌های سیاسی کشورهای غربی چندان نمی‌توان به طور جدی دید اما گردش افکار عمومی محسوس است و بسیاری از کارشناسان می‌گویند همین موضوع می‌تواند بعدها تاثیرات سیاسی خودش را هم نشان بدهد.

چنین مواردی است که در مجموع باعث می‌شود نسبت به فیلم «فلسطین 36» چنین اقبالی صورت بگیرد؛ فیلمی که درباره جنایات امروز و دیروز صهیونیست‌ها نیست، بلکه روایات را به سال 1936 و لحظات ابتدایی خلق این رژیم جعلی می‌برد و به همان وادی ورود می‌کند که حتی صحبت کردن درباره‌اش سال‌های سال جزو خطوط قرمز بود.

در ادامه از یک سو به این پرداخته شده که افکار عمومی جهان در حال حاضر چه موضعی در قبال مساله فلسطین دارد و از سوی دیگر به استدلال مرکزی مقاومت که باید تأکید روی آن به شکل آگاهانه شکل گیرد و جنبه هنری و رسانه‌ای پیدا کند، پرداخته شده است. این موارد از این جهت مورد اشاره قرار می‌گیرد که اولا بدانیم در چه فضایی قرار داریم و فضاسازی مثبت را به چه شکل می‌توان انجام داد و ثانیاً بتوانیم منطق مقاومت و محدوده‌های معنایی آن را بشناسیم تا به آن، شکل گفتمانی و زیبایی‌شناختی داده شود.

* علیه وضعیت خاکستری

موضع افکار عمومی دنیا در قبال نزاع اسرائیل و فلسطین، در چند دسته قابل تقسیم‌بندی است. گروه اول افرادی‌اند که این موضوع برای‌شان اهمیت چندانی ندارد یا حتی نسبت به آن بی‌اطلاع هستند. اساسا در هر موضوع کلان و مهمی اکثریت مردم دنیا چنین هستند و بیشتر سرگرم مسائل روزمره زندگی خودشان می‌شوند تا موضوعات کلان. گروهی دیگر به‌شدت تحت تاثیر رسانه‌های جریان اصلی غرب هستند و از اسرائیل هواداری می‌کنند. بین این افراد و کسانی که حمایت‌شان از رژیم صهیونیستی بنیادین، سیستماتیک و بر اساس منافع است، باید تفاوت قائل شد. اینها اگر طور دیگری نسبت به موضوعات آگاهی یابند، ممکن است به صف منتقدان یا حتی دشمنان صهیونیسم بپیوندند. دسته‌ای دیگر منتقد رفتارهای رژیم صهیونیستی به‌عنوان یک دولت رسمی محسوب می‌شوند اما موجودیت آن را زیر سوال نمی‌برند. بین اندیشمندان حوزه روابط بین‌الملل چنین مواضعی بسیار پربسامد است.

دسته‌ای دیگر به طور کل موجودیت اسرائیل را برنمی‌تابند که حتی بعضی دولت‌های دنیا چنین هستند. 15 کشور عضو اتحادیه عرب و 10 کشور غیرعربی عضو در سازمان همکاری‌های اسلامی، به‌علاوه کوبا، ونزوئلا و کره شمالی، پاسپورت اسرائیلی را نمی‌پذیرند و بعضی کشورها از جمله ایران، عراق، لیبی، الجزایر و سوریه، حتی پاسپورت‌های غیراسرائیلی که مهر اسرائیل بر آنها خورده باشد را پذیرا نیستند اما بحث افکار عمومی جهان با بحث روابط رسمی و دیپلماتیک دولت‌ها تفاوت دارد. به عنوان مثال مردم بعضی کشورها از جمله مراکش، به‌رغم روابط نزدیک حکومت‌شان با رژیم‌صهیونیستی، از سرسخت‌ترین مردمان دنیا در خصومت با صهیونیسم هستند.

در جهان غرب عمده مردم تحت تاثیر رسانه‌های جریان اصلی هستند اما همان درصد قابل توجهی که با فلسطین همدل شده‌اند که با توجه به اینکه فلسطینی‌ها به‌طور مطلق هیچ ابزار رسانه‌ای قابل توجهی ندارند، در نوع خود پدیده‌ای غریب است.

آلمانی‌ها حدود 80 سال است که زیر ضرب شدیدترین تبلیغات و القائات اجتماعی قرار دارند تا از نقش‌شان در جنگ جهانی شرمسار باشند. با این حال نصف مردم این کشور نسبت به موضوع فلسطین و اسرائیل بی‌تفاوتند و در جمعیت آماری باقی‌مانده، یک‌سوم با فلسطین همدل شده‌اند. در فرانسه 38 درصد مردم طرفدار فلسطین و 38 درصد طرفدار اسرائیل هستند. ژاپن که به‌عنوان تکه شرقی جهان غرب شناخته می‌شود ذیل همان موج تبلیغات 80 ساله‌ای قرار دارد که آلمانی‌ها هستند اما 25 درصد ژاپنی‌ها طرفدار اسرائیل شده‌اند و جمعیت همدلان فلسطین 29 درصد است. نسبت طرفداران فلسطین و اسرائیل در بریتانیا هم دقیقا شبیه ژاپن است و در اسپانیا طرفداران فلسطین حدود 4 برابر هواداران اسرائیل هستند.

در غربی‌ترین نقطه اروپا ایرلندی‌ها از سرسخت‌ترین هواداران مردم فلسطین در تمام دنیا به حساب می‌آیند. وقتی آمار همدردی با فلسطینی‌ها یا اسرائیلی‌ها را بررسی کنیم، به جز آمریکا، تقریبا در تمام کشورهای دیگر جهان حتی آلمان، همدردی با مردم فلسطین درصد خیلی بالاتری را نشان می‌دهد. نکته اینجاست که با عقل سلیم و رجوع به منطق متفق انسانی، هیچ انسانی در هیچ جای دنیا نباید هوادار رژیم صهیونیستی باشد.

سال 2017 در یکی از رسانه‌های رژیم صهیونیستی به نام «bardea» مطلبی به قلم نویسنده‌ای به نام «Ziv Goldfisher» منتشر شد که به موقعیت اسرائیل نزد افکار عمومی دنیا اشاره می‌کرد. این رسانه نوشت: «بنیامین نتانیاهو دوست دارد با رهبرانی که برای دیدار او به اسرائیل می‌آیند عکس بگیرد و می‌گوید هیچ انزوای سیاسی‌ای برای اسرائیل وجود ندارد». رئیس‌جمهور ایالات متحده، نخست‌وزیر هند، رئیس‌جمهور روآندا و... این فقط بخشی از یک لیست طولانی از سران کشورها و وزرای ارشد است که از اسرائیل بازدید کرده‌اند اما باید پذیرفت که واقعیت متفاوت است.

رهبران به اینجا می‌آیند اما در میان شهروندان در سراسر جهان و مردمی که در خیابان‌های مادرید، برلین و لندن زندگی می‌کنند، نسبت به دولت اسرائیل نفرت وجود دارد. از نظر آنها، دولت یهود می‌تواند ناپدید شود». نویسنده مقاله سپس می‌نویسد: «نظرسنجی انجام‌شده توسط رادیو تلویزیون دولتی انگلیس، بی‌بی‌سی، نشان می‌دهد اسرائیل منفورترین کشور در جهان است». از کسانی که در هر گوشه دنیا به هر دلیلی از سر لجبازی با بعضی مفاهیم به دامچاله طرفداری از بزرگ‌ترین دشمن انسانیت زمانه افتاده‌اند اگر بگذریم، تنها کسانی به‌عنوان مدافعان این رژیم باقی می‌مانند که در این هواداری منافعی برای‌شان وجود دارد و باقی هواداران اسرائیل، عمدتا تحت تاثیر شدید تبلیغات همه‌جانبه‌ای قرار دارند که لااقل 80 سال است جریان اصلی رسانه‌ای و حتی آکادمیک جهان را تشکیل می‌دهد.

رژیم صهیونیستی برای جلب نظر از افکار عمومی خاکستری و بی‌تفاوت دنیا هم برنامه‌ریزی‌های عمده و کلانی ترتیب داده است. از آنجا که در اسرائیل چندان نمی‌توان کسی را به‌عنوان شهروند سراغ گرفت و تمام اتباع این رژیم به نوعی عضو ارتش آن هستند، حتی کودکان و نوجوانان اسرائیل برای فعالیت در ارتش سایبری این رژیم آموزش می‌بینند و از همان سن پایین فعال می‌شوند. هدف‌گذاری اصلی در این دست تشکیلات و سازمان‌یابی‌ها، خیلی اوقات بخش خاکستری افکار عمومی دنیاست. آنها در ادبیات و سینمای جهان هم حضور فعالی دارند و با اینکه خود صهیونیست‌ها سینمای چندان موفقی ندارند، سرمایه‌گذاری‌شان در هالیوود و در اولویت دوم، سینمای هنری اروپا موثر بوده است. در ادبیات هم با اینکه داخل مرزهای اشغالی اثر درخوری تولید نمی‌شود، سرمایه‌گذاری‌هایی در خارج از این مرزها انجام شده و به‌علاوه، صهیونیست‌ها تلاش دارند میراث نویسندگان یهودی غیرصهیونیست را هم به خودشان منتسب کنند.

تمام این موارد در مجموع می‌خواهند نشان دهند یهودیان آواره شده در قرن‌ها پیش، پس از اینکه به واسطه جنگ دوم جهانی دچار هولوکاست شدند و بار دیگر آوارگی را تجربه کردند، این بار باید از این همه رنج تاریخی رهایی پیدا می‌کردند و به فلسطین می‌رفتند. تعبیری که آنها برای چنین موضوع جعلی و غیرقابل باوری خلق کرده‌اند، این است: «سرزمین بدون ملت، برای ملت بدون سرزمین». از این جهت است که در کنار محکوم کردن جنایت فعلی صهیونیست‌ها، تأکید روی موضوعاتی که نشان می‌دهد چنین رژیمی در چه شرایطی خلق شد، بسیار حائز اهمیت است.

«فلسطین 36» گذشته از محتوای آن و نوع پرداختی که به این محتوا دارد، یک نام آگاهی‌بخش و نمادین برای خودش انتخاب کرده؛ نامی که نشان می‌دهد مساله رژیم اسرائیل قبل از وقوع جنگ جهانی در سال 1940 شروع شده بود. تأکید روی این مواردی باید بیشتر از اینها باشد و چه بهتر که در قالب‌های زیبایی‌شناختی بهتری انجام شود.

* فرصت گفتمان‌سازی

وقتی تمام رسانه‌های جریان اصلی دنیا جانب یکی از طرفین دعوا ایستاده‌اند که اتفاقا ناحق است، هر روزنه‌ای در این میان باز شود تا صدای متفاوتی را منعکس کند، چشم‌های فراوانی را به سمت خود خواهد چرخاند. در دنیای مدرن هیچ رژیمی را نمی‌شود سراغ گرفت که مثل اسرائیل، اینقدر وقیحانه دست به جنایت و غصب و غارت بزند اما همین رژیم جانی و غاصب و غارتگر از جانب رسانه‌ها و حتی دستگاه‌های دیپلماسی قدرتمندترین کشورها سفیدشویی و حمایت می‌شود.

بعد از قریب به 80 سال تعدی صهیونیست‌ها به جان و اموال مردم فلسطین و ایجاد بزرگ‌ترین زندان روباز تاریخ، به محض اینکه نیروی مقاومت در عملیات طوفان‌الاقصی به غاصبان تک زد و حلقه‌ای از این زنجیر را گسست، همان رسانه‌ها و همان دیپلمات‌ها یاد نفی خشونت افتادند. کلی دروغ هم قاطی اخباری کردند که با محتوای خشونت نیروهای حماس علیه صهیونیست‌ها، مدعی رخ دادنش بودند. سرزنش همزمان متجاوز و مدافع با برچسب نفی خشونت، تاکتیکی قدیمی از جانب رسانه‌ها و دیپلمات‌های غربی در چنین مواقعی بوده و خود ما ایرانی‌ها در اوایل تجاوز رژیم بعث به خاک ایران طعم آن را چشیده‌ایم.

عنصر متجاوز هر جا توقف کند - چه موقت و چه دائم - بخشی از عرض و ناموس دیگری را غارت کرده؛ یعنی باید پس برود و مدافع اگر مجاز به استفاده از یک‌سری ابزارهای متقابل برای پس گرفتن حقش نباشد، چیزهایی را از دست خواهد داد که گاه بازپس‌گیری‌شان ابدا ساده نیست.

البته که در به خرج دادن خشونت برای دفاع از یک حق هم باید حدودی رعایت شود و از همین رو است که قوانین بین‌المللی را برای شرایط جنگی وضع کرده‌اند؛ هرچند عموما رعایت نمی‌شود. حالا تا حماس حرکتی زد و ضرب شستی به متجاوزان نشان داد، تمام رسانه‌های غربی از جمله بی‌بی‌سی با هر کدام از فلسطینی‌ها که مصاحبه می‌کردند، ابتدا می‌گفتند خشونت حماس را محکوم می‌کنید یا نه؟ مگر در هزاران مصاحبه‌ای که با نمایندگان رژیم‌صهیونیستی انجام داده بودند، ابتدا از آنها می‌پرسیدند که خشونت ارتش اسرائیل را محکوم می‌کنند یا نه؟ بعد از جنگ اوکراین هم دیده شد که یکجانبه‌گرایی رسانه‌های جریان اصلی در غرب، به شکل زائدالوصفی غیرقابل تحمل شده بود و همان روزها این بحث مطرح شد که اگر حمله نظامی و ضمیمه کردن خاک اینقدر بد است، پس چرا کسی به اسرائیل کوچک‌ترین تلنگری نمی‌زند؟ اینجاست که اگر فضای هنری و رسانه‌ای مقاومت به میدان بیاید و با فرمول‌های دقیق و حرفه‌ای برخلاف این جریان مسلط و دروغ‌هایش و جعل‌ها و پوشیده‌گویی‌هایش حرف بزند، قطب و قبله بسیاری از وجدان‌های آزاده خواهد شد.

جهان غرب امروز در غیرمنطقی‌ترین وضعیت گفتمانی خود قرار دارد و این وضع متناقض‌نمای غیرقابل دفاع، کاملا به شکل علنی و بی‌پرده‌پوشی رخ نموده است. حالا در موقعیتی هستیم که شاید در چند قرن گذشته کمتر برای ما پیش آمده بود. در قرون گذشته یا امکانات رسانه‌ای ما نه‌تنها با غربی‌ها برابر نبود، بلکه اساسأ چیزی در ما وجود نداشت، یا اساسا رسانه اینقدر تاثیری نداشت و یا اینکه اقدامات کشورهای غربی در لفافه‌های نرم و پیچیده شده در زر ورق‌های شیک حقوق بشری و عقلانیت دیپلماتیک انجام می‌شد و اینقدر واضح به کنه آنچه در ذات حقیقی‌شان وجود دارد، اشاره نمی‌شد.

منبع: وطن امروز