5 میلیارد دلار درآمد نفتی از دست رفت؛ چگونه خطاهای تاکتیکی و تراستیها بازار ارز را متلاطم کرد
اگرچه چالش های ساختاری مانند رشد بی امان نقدینگی، موجب افت مداوم ارزش پول ملی و رشد نرخ ارز شده، اما بررسی ها نشان می دهد در چالش ارزی اخیر، اتفاقاتی در حوزه نفت، نقش مهمی ایفا کرده است.
ناآرامی های اخیر، با تنش ارزی کلید خورد. موضوعی که پیش زمینه آن را رشد تدریجی قیمت دلار در ماههای قبل شکل داده بود. اما جهش دلار پس از یک روند تدریجی در ماه های قبل، تصوراتی را ایجاد کرد از جمله: بازار ارز از دست در رفته است، اقتصاد در معرض فروپاشی است، ابر تورم در راه است و...
روند قابل پیشبینی رشد نرخ ارز در نیمه دوم سال
به گزارش روزنامه خراسان، اگرچه تورم مزمن بالا، موضوع قابل انکاری در اقتصاد ایران نیست و از سوی دیگر رشد نرخ ارز در نیمه دوم هر سال نیز روندی قابل پیشبینی پیدا کرده است، اما همان طور که پیش تر تحلیل های اقتصاددانان برجسته ای از جمله جواد صالحی اصفهانی استاد دانشگاه پرینستون آمریکا بررسی کرده اند و همچنین گزارش های کارشناسی معتبر نشان میدهد، به دلایل مختلف احتمال شکل گیری ابر تورم در اقتصاد ایران پایین است.
با این حال، تصویری که همچنان در اذهان عمومی وجود دارد، این است که بازار غیر رسمی ارز، بازاری با منشا نرخ گذاری نامعلوم یا بعضاً خارجی است که مهار آن نیز به دلیل نامعلوم بودن منشا تغییر و تحولات آن، نشدنی است. بخشی از این تصویر اگر چه شاید درست باشد. نظیر افشاگری که فرزین رئیس سابق بانک مرکزی از خط دهی نرخ های غیر رسمی ارز از سوی کانال های کاملاً خارجی انجام داد، اما گذشت زمان نشان می دهد این نرخها چندان هم بدون پشتوانه نیستند. به عنوان مثال، کارشناسان برجسته معتقدند: نرخ های غیر رسمی ارز، منعکس کنننده انتظارات نه خانوارها، بلکه واردکنندگان عمده (و بعضاً انحصاری) به کشور است. همچنین اگرچه شرکت های موسوم به تراستی های نفتی شاید در نرخ گذاری دلار به طور غیر رسمی نقشی نداشته باشند، اما نوع بازیگری آن ها در فرایند ورود ارز به کشور، موجب شده تا عملاً بازار ارز کشور تحت تاثیر قرار بگیرد.
نفت، عامل مغفول جهش ارزی
در کنار همه این عوامل، یکی از مهم ترین عوامل شکل دهنده نرخ ارز غیر رسمی، روند صادرات واقعی نفت است. موضوعی که خود به حجم صادرات، قیمت صادرات و همچنین وضعیت ورود منابع حاصل از این صادرات به کشور بستگی دارد. پیشتر برخی کارشناسان به این نکته اشاره کرده بودند که بخشی از جهش ارزی اخیر ریشه در کاهش ورود ارزهای نفتی به کشور دارد که آن هم نه به دلیل تحریم ها و نه اسنپ بک و.. بلکه عمدتاً بر اثر اشتباهات فنی در حوزه فروش نفت رخ داده است. با این حال، دو شب قبل «سید احسان حسینی» کارشناس حوزه انرژی در برنامه زنده «ثریا»، بخش هایی از این ماجرا را تشریح کرد. نکاتی که شاید بتوان گفت برای نخستین بار در رسانه مطرح می شود. اثر تنها 7 درصدی دور دوم فشار حداکثری امریکا بر صادرات نفت ایران اولین نکته ای که وی در این برنامه به آن اشاره کرد، این است که طبق آمار موسسه کپلر در دولت چهاردهم و مخصوصاً در یک سال اخیر، میزان فروش نفت ایران به رغم بیش از 600 تحریم نفتی که در فشار حداکثری دوم تجربه شده، فقط 100 هزار بشکه کم شده است. چیزی در حدود 7 درصد که عملکرد خوبی را در حجم صادرات نفت نشان می دهد. این در حالی است که در دوره فشار حداکثری اول در دولت روحانی، حجم و میزان فروش نفت ما بیش از 90 درصد کاهش یافته بود.
ضرر 5 میلیارد دلاری بر اثر 2خطای تاکتیکی بزرگ
با این حال وی به دو خطای تاکتیکی در صادرات نفت در سال جاری اشاره می کند که به تنهایی عدم کسب درآمد 5 میلیارد دلاری نفت را رقم زده است. خودزنی عجیب در کانال های صادرات نفت: به گفته حسینی، در نخستین خطای بارز، به دلایلی که وی از آن به نیت خیر اشاره می کند (اما هنوز کاملاً شفاف نیست)، وزارت نفت در سال جاری با اتخاذ راهبرد متنوع سازی فروش و صادرات نفت، اقدام به ایجاد کانالی موازی کانال قبلی (که ذیل شرکت نیکو فعال بوده) کرده است. در این فرایند، به جای این که ساختار قبلی حمایت و ساختار جدید تقویت شود، عملاً ساختار قبلی تضعیف شد.
اثر این اقدام بر صادرات نفت، این بود که عملاً این دو ساختار موازی در رقابت با یکدیگر (به ضرر صادرات نفت کشور)، اقدام به افزایش تخفیفهای نفتی در صادرات نفت به پالایشگاههای چینی کردند.
کار به جایی رسید که شکاف معمول دو دلاری قیمت نفت ایران با نفت کشورهایی مانند روسیه در صادرات به چین، بهشدت عمیق شد و به نزدیک 10 دلار نیز رسید. این رقابت و تخفیف های مخرب که نظیر آن در بین حوزه های صادراتی کشور در سالهای گذشته (مثلاً صادرکنندگان به روسیه) نیز دیده می شود، کشور را از حدود 2 میلیارد دلار درآمد نفتی محروم کرد. نفت های فروش نرفته روی آب: اشتباه دیگر در این مدت، که شاید آن را بتوان معلول اشتباه نخست دانست، این بود که در اثر بی تدبیریهای صورت گرفته، میزان نفت روی آب ایران نیز افزایش یافت.
بررسی ها نشان می دهد نزدیک به حدود 40 تا 50 میلیون بشکه نفت صادراتی به چین بصورت فیزیکی منتقل و تحریمها دور زده شد، اما به خاطر موازی کاری صورت گرفته، این میزان نفت به فروش نرفت. این اتفاق نیز چیزی در حدود 3 میلیارد دلار صادرات نفت کشور را کاهش داد.
این دو خطا در مجموع کشور را از حدود5 میلیارد دلار ارز نفتی محروم کرد. البته خبرها حاکی از این است که با ورود جدی نهادهای نظارتی بالاسری به این موضوع و برکناری چند تن از مدیران نفتی، در حال حاضر در حال برگشت به روال عادی در صادرات نفت به چین، افزایش فروش نفت، کاهش نفت روی آب و کاهش تخفیف های نفتی هستیم.
اقدام عجیب تراستی ها در تاخیر یا برنگرداندن 7 میلیارد دلار ارز نفت
اگرچه تراستی ها یا همان شرکت های انتقال دهنده ارزهای نفتی به داخل کشور، سابقه چندین ساله ای در ساختار نفتی کشور دارند، اما اظهارات این کارشناس نفتی نشان می دهد برنگرداندن (لااقل در بازه زمانی مشخص) ارزهای نفتی توسط تراستی ها، کشور را از دسترسی به 7 میلیارد دلار در این بخش محروم کرده است. مجموع این تحولات موجب ایجاد خلا 12 میلیارد دلاری در درآمدهای نفتی کشور در ماههای گذشته شده و این موضوع یکی از دلایل اصلی تلاطم های ارزی اخیر به شمار می رود.
در مجموع اظهارات این کارشناس انرژی نشان می دهد اشتباه خطرناک رخ داده در ساختار فروش نفت کشور، به یکی از دلایل مهم اختلال جدی در بازار ارز و جهش دلار منجر شد. موضوعی که به دنبال خود، عدم تامین ارز کالاهای اساسی و در واقع زمینه های یک تلاطم خطرناک اقتصادی را رقم زد.
خوشبختانه هم اینک دولت با حذف ارز ترجیحی، محدودسازی تراستی ها و احتمالاً بازمهندسی ساختار صادرات نفت و واردات کالاهای اساسی مستقل از رویه های پرریسک پیشین، رویه های متفاوت با گذشته را دنبال می کند. با این حال، به نظر می رسد برای جلوگیری از اتفاقات مشابه، استفاده از صاحبنظران واقعی و نه تئوریک و همچنین به دور از نگاه های سیاسی، در تصمیم سازی های کلان ضروری است.