دوشنبه 11 فروردین 1404

آقای اردوغان کمی تاریخ بخوانید

وب‌گاه الف مشاهده در مرجع
آقای اردوغان کمی تاریخ بخوانید

اظهارات اخیر اردوغان درباره تبریز، اهانت آشکار به تمامیت ارضی کشورمان و قلمرو معنوی خواندن تبریز به غایت خطرناک و تحریک‌آمیز است

تبریز قلب تپنده ایران، نه سرزمین خیالی اردوغان

در عصر گسترش آگاهی و قدرت رسانه، آن‌گاه که یک رئیس‌جمهور در قامت اردوغان، تبریز، کهن‌شهر ایرانی با قرن‌ها قدمت تاریخی و فرهنگی را بخشی از "قلمرو معنوی ترکیه" می‌خواند، سخن از یک اشتباه زبانی نیست، بلکه نمایانگر یک پروژه‌ی حساب‌شده‌ی تحریف تاریخی و مهندسی هویتی است که باید با صراحت، خرد و استنادات تاریخی با آن مقابله کرد.

منطقه خاورمیانه بیش از هر زمان دیگر تشنه هم‌زیستی، احترام متقابل و عقلانیت دیپلماتیک است، شنیدن سخنان رئیس‌جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان که تبریز، نگین آذربایجان ایران را بخشی از قلمرو معنوی خود خوانده، نه تنها شگفت‌آور که به غایت خطرناک و تحریک‌آمیز است.

چنین اظهاراتی، بی‌اعتنایی آشکار به اصول حسن همجواری، نادیده‌گرفتن تاریخ پرشکوه ایران و توهین به هویت میلیون‌ها ایرانی آزاده است.

تبریز، از دیرباز در زمره‌ی ارکان هویتی، فرهنگی و سیاسی ایران‌زمین بوده است. این شهر، نه فقط مهد جنبش مشروطه و پایگاه بزرگان اندیشه و مقاومت، که نماد ایستادگی ملت ایران در برابر استعمار، ارتجاع و تفرقه‌افکنی بوده است. اردوغان اگر تاریخ را با چشمانی باز مطالعه می‌کرد، درمی‌یافت که تبریز را نه با شعار، بلکه با ایمان و خون و غیرت مردانی چون ستارخان و باقرخان می‌توان شناخت، مردانی که سینه سپر کردند تا این خاک پای بر جا بماند.

ادعای بی مبنای اردوغان، توهین به شعور تاریخی یک ملت است، ملتی که نه فقط حافظ خاک، که حافظ روح، فرهنگ و هویت خویش بوده و هست.

مردمان ایران سرزمین ترجمان بی بدیل حدیث شریف "حب‌الوطن من الایمان" هستند، این مردم نه‌فقط با غیرت و تعصب پارسی، بلکه به وقت کارزار با ایمان عاشورایی از خاک‌شان پاسداری می‌کنند.

این واژه‌سازی‌های عوام‌فریبانه، شیوه‌ای آشنا در پروپاگاندای سیاسی‌ست.

اصطلاح «قلمرو معنوی» که از سوی اردوغان برای توجیه ادعای مالکیت بر تبریز استفاده شد، در هیچ یک از منابع معتبر علوم سیاسی، حقوق بین‌الملل و یا حتی مطالعات فرهنگی، تعریف مشخص و پذیرفته شده‌ای ندارد.

در واژگان دیپلماتیک معاصر، مفاهیمی چون فرهنگ مشترک، نفوذ نرم یا پیوست‌های تاریخی - تمدنی مطرح می‌شوند، اما این واژگان هیچ‌گاه به معنای مالکیت سیاسی، فرهنگی یا تاریخی بر سرزمین‌های دیگر نبوده‌اند.

(Joseph Nye, "Soft Power", Harvard University Press, 2004)

اگر قرار باشد چنین ادعایی مبنای سیاست مالکیت سرزمینی قرار گیرد، ایرانِ امروز به‌عنوان وارث مستقیم امپراتوری‌های ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی می‌تواند ده‌ها کشور را من جمله بخش‌هایی از هند، افغانستان، پاکستان، قفقاز، آسیای مرکزی، عراق، سوریه و حتی بخش‌هایی از شرق اروپا را "قلمرو معنوی" خود بخواند.

تبریز، با سابقه‌ای که به قرن ششم پیش از میلاد بازمی‌گردد، همواره بخشی از خاک ایران زمین بوده است. از دوران اشکانیان، ساسانیان و حتی در زمان ایلخانان، تبریز یکی از کانون‌های اصلی حکومت، مهد دین و فرهنگ و هنرایرانی بوده است. 1- احمد کسروی، در کتاب تاریخ تبریز، با اتکا به منابع باستانی، بر پیشینه‌ی تبریز در عصر مادها و هخامنشیان اشاره می‌کند. 2- احمد کسروی، «تاریخ تبریز»، نشر نگاه، ص 48 تا 93)

فراتر از آن، تبریز در دوران صفوی نه تنها پایتخت ایران بلکه قلب تپنده اندیشه‌ی شیعی در برابر خلافت عثمانی بود. این شهر جایگاه علما، مجاهدان و فرهیختگان بزرگی چون شمس تبریزی، شیخ محمود شبستری، رکن الدین ابوالحسن مراغی، حکیم قطران تبریزی، همام تبریزی، صائب تبریزی و بعدتر، ستارخان و باقرخان و علامه قاضی طباطبایی و استاد محمد حسین بهجت (شهریار) و علامه محمد حسین طباطبایی و هنرمندانی همچون میر علی تبریزی و کمال الدین بهزاد بوده ایست.

آیا می‌توان این هویت و ریشه را نادیده گرفت و آن را به نام "قلمرو معنوی" به قومی نسبت داد که نه تنها در این شهر ریشه ایی ندارند، بلکه زمانی که تبریز در اوج تمدن و در اوج شکوفایی علم و فرهنگ و هنر بود، آنان با گردآوری گروه ها و قبایل قطاع الطریق بیابانی و جنگلی، در پی تشکیل به اصطلاح حکومت بودند.

ادعای مالکیت اردوغان بر تبریز اگر بر پایه میراث عثمانی‌ها باشد که حکومت عثمانی جز ویرانی، خون‌ریزی، تجاوز و غارت در تبریز چیزی برای یادآوری ندارد.

*دکترای فقه و مبانی حقوق اسلامی و پژوهشگر علوم انسانی