چهرهِ جدید مصطفی پورمحمدی در 1403؛ از تلاش آقای دبیرکل برای «ری برندینگ» تا زلزله چند ریشتری در اردوگاه سعید جلیلی

آنچه توانست نام مصطفی پورمحمدی را بعد از حضورش در انتخابات 1403، دست کم برای مدتی در فضای سیاسی مطرح کند تلاش های او برای «چهرهنمایی جدید» از خود بود.
کیاوش حافظی: انتخابات 1403 از معدود دوره هایی بود که رقابت جدی بین افراد غیرمعمم در جریان بود. آرای مصطفی پورمحمدی، تنها چهره معمم این انتخابات، پایین تر از یک درصد بود. اما آنچه باعث شد نام پورمحمدی مورد توجه قرار بگیرد، این نبود که او به اندازه خمس آرای باطله هم نتوانست اقبال عمومی را به خود جذب کند، چرا که فردی مثل محسن رضایی به رغم ادعای شناخت اقتصاد، ید طولایی در فاصله گرفتن از آرای انتخاباتی داشته است. بلکه آنچه توانست نام پورمحمدی را دست کم برای مدتی در فضای سیاسی مطرح کند تلاش های او برای چهرهنمایی جدیدی از خود بود.
کاندیدای تشریفاتی، جریانی، مستقل و تنها
برای بازخوانی چهره مصطفی پورمحمدی ابتدا لازم است نگاهی به ترکیب صف آرایی های انتخاباتی سال های اخیر انداخت. مدتی است که افراد حاضر در صحنه انتخابات ریاست جمهوری را میتوان به چند دسته تقسیم کرد.
دسته اول کاندیداهای جریان های سیاسی اصلی هستند که در انتخابات 1403 مصداقشان مسعود پزشکیان، سعید جلیلی و محمد باقر قالیباف بود. در انتخابات 1400 عبدالناصر همتی و ابراهیم رئیسی جریان اصلی رقابت را در دست گرفته بودند.
دسته دوم، «کاندیداهای نمایشی» هستند که فقط در صحنه حاضر میشوند تا خودی نشان دهند و با حضور تاکتیکی شان، حمله به رقبای سیاسی جریان اصلی داشته باشند و معمولا نیز بعد از آنکه حملاتی به اردوگاه رقیب وارد کردند، از صحنه کناره گیری میکنند. در انتخابات 1403 زاکانی و قاضیزاده هاشمی و در انتخابات 1400 باز زاکانی و سعید جلیلی، همراه با قاضیزاده هاشمی این نقش را برعهده گرفته بودند.
در هر دو دوره انتخابات، برای سایر کاندیداها نیز انصراف افرادی مثل زاکانی اظهر من الشمس بود؛ چه آنکه در 1400 همتی خطاب به زاکانی میگفت «تو سوپر پوششی هستی و جواب تو را نمیدهم، در 1403 هم پزشکیان با پوزخند و میپرسید «تا آخر میمانی دیگر؟» هرچند قاضی زاده هاشمی در 1400 تا آخر در میدان مانده بود اما باز هم پوششی به شمار آمد.
دسته سوم، «کاندیداهای تشریفاتی» اند که معمولا هم با حمایت چندانی از سوی گروهها مواجه نمیشوند. مصطفی پورمحمدی را میتوان جزو این دسته تعریف کرد؛ او در 1403 نه جریان اصلی تلقی میشد و نه جزو نامزدهای نمایشی بود که بخواهد با مواضع تندش تنور دوقطبی بین کاندیداهای جریان اصلی را داغ کند.
این موضوع از آن جهت در خور توجه است که پورمحمدی از سال 1397 به عنوان دبیرکل جامعه روحانیت مبارز است؛ تشکیلاتی که به طور سنتی یک پایه جریان اصولگرا را شکل میدهد. او همچنین از سال 1402 رئیس شورای وحدت اصولگرایان نیز بوده است. با این حال به جز شورای وحدت اصولگرایان و یکی دو تشکل کوچک، سایر تشکلهای سیاسی جناح راست ترجیح دادند آرای خود را بین قالیباف و جلیلی تقسیم کنند.
وضعیت پورمحمدی از این نظر مثل ولایتی در انتخابات 92 بود. با این تفاوت که ولایتی در میان این سه بیشتر از دیگران توانست حمایت گروهها را به دست آورد. در آن انتخابات ولایتی نیز جزو سه کاندیدای اصولگرا (در کنار قالیباف و حداد عادل) بود که به نظر میرسید، بین کاندیدایی که بیشترین احتمال رای آوردن را داشته باشند اجماع کرده و به نفع دو نفر باقی مانده از صحنه کنار بروند. با وجود کناره گیری حداد عادل اما ولایتی اعلام کرد به نفع هیچ کس عقب نشینی نمیکند.
جملات چند ریشتری پورمحمدی در اردوگاه جلیلی
پورمحمدی اگرچه پشتوانه گروهها را نداشت اما عملکردش در برنامه های انتخاباتی، مورد توجه قرار گرفت. هنوز که هنوز است برخی اظهارات او از آن زمان بسامد دارد. جملات او مناظرهها در مورد نقش سعید جلیلی در متوقف کردن پرونده کرسنت که به تحمیل میلیاردها دلار خسارت به کشور منجر شد یکی از این اظهارات بود.
*پرده برداری از مشکل شخصی جلیلی با رقبا که هزینهاش را میلیونها نفر میپردازند
او در جای دیگری به نقش متوقف کننده سعید جلیلی در ارتباط با FATF و مساله ظاهرا شخصی او با دولتمردان وقت پرداخت. پورمحمدی اعلام کرد که در سال 95 در جلسه شورای عالی امنیت ملی همراه با علی طیب نیا نزد جلیلی رفته اما جلیلی گفته تو مسئول باشی ما قبول داریم اما آقایان را قبول نداریم!
پورمحمدی در ارتباط با برجام هم خطاب به جلیلی میگفت اصلا چرا کاری کردید که شورای امنیت علیه ایران قطعنامه صادر کند؟
در واقع نقش و مواضع پورمحمدی در 1403، یادآور سخنان علی اکبر ولایتی در انتخابات 1392 بود. جملات ولایتی در مورد دیپلماسی و مذاکرات که 16 سال سابقه وزارت خارجه جمهوری اسلامی را در کارنامه خود داشت، خطاب به سعید جلیلی حالت تدریس خصوصی دیپماسی در برابر چشم میلیونها بیننده بود.
«مذاکره کردن به معنای بیانیه صادر کردن نیست»، «می شد از امکانات استفاده کرد، غنی سازی را ادامه داد و باعث تحریم شورای امنیت به کشور نشد»، «اصولگرایی این نیست که آدم انعطاف ناپذیر باشد؛ دیپلماسی فقط سرسختی و خشونت نشان دادن نیست»، «دیپلماسی کلاس فلسفه نیست که ما برویم بگوییم منطق ما قوی بود و آنها محکوم شدند» و «مردم میبینند که شما چند سال مسئول پرونده هستهای هستید و کار یک قدم هم پیش نرفته است»؛ اینها جملات ولایتی به عنوان پدرخوانده دیپلماسی کشور خطاب به جلیلی بود که ضربه سنگینی به وجهه جلیلی وارد کرد.
*پویش هایی که علیه جلیلی شکل گرفت؛ از اعلام آمادگی مناظره زنگنه تا درخواست محاکمه جلیلی
در مورد مخاطب قرار دادن جلیلی از سوی مصطفی پورمحمدی هم به نظر میرسد جلیلی همچنان زیر سایه سنگین اظهارات او قرار دارد. هر چند جلیلی به پورمحمدی واکنش نشان داد و درخواست مناظره بیژن نامدار زنگنه در مورد کرسنت را تکذیب کرد اما زنگنه مجددا درخواست مناظره با جلیلی را مطرح کرد. درخواستی که البته از سوی جلیلی بیجواب ماند و او بعدا اعلام کرد که وقت مناظره ندارد! پس از آن نیز درخواست هایی برای محاکمه جلیلی در خصوص متوقف کردن پرونده هایی مثل کرسنت و FATF مطرح شد و به نظر میرسد جلیلی تا مدت ها به جای دولت سایه باید زیر سایه سنگین اظهارات رقیب بماند.
پورمحمدی به دنبال ری برندینگ
چهرهنمایی دیگر مصطفی پورمحمدی آنجا بود که تلاش کرد خود را از هاله لباس امنیتی و قضایی خارج کند. وقتی یک چهره امنیتی وارد عرصه سیاسی و انتخاباتی میشود، خود را در معرض پرسشها و انتقادات افکار عمومی قرار میدهد و به این ترتیب بخشی از هاله امنیتی پیرامونش را ناخودآگاهانه از بین میبرد. پورمحمدی نیز که نامش با پروندههای قضایی و امنیتی گره خورده بود، با ورود به انتخابات خود را در وضعیت پاسخگویی قرار داد.
برخی از اقداماتش مثل همراه آوردن دخترش به عنوان کارشناس اقتصادی در میزگرد نامزدهای انتخاباتی گرفته تا مصاحبه در برنامه جیوه - که بخش مهم آن به عملکرد او در دهه 60 برمی گشت - نشان میدهد، پورمحمدی خود نیز آگاهانه دنبال کنار زدن هاله امنیتی از خود بوده است.
در گفتگوی برنامه جیوه وقتی (مجری) از او پرسید «چرا باید به فردی با سوابق امنیتی رای داد؟»، پورمحمدی پاسخ داد فضایی که دیگران تصویر کردهاند در ذهن شما و خیلی از جوانان دیگر سایه انداخته است. در ادامه مجری، پورمحمدی را راهنمایی کرد تا با گفتگو با یکی از دوربینها این تصویر را تغییر دهد. به این ترتیب تغییر قاب این گفتگو همانا و تلاش برای تغییر تصویر پورمحمدی همانا: گویا از لحظه شکل گیری این دیالوگ و توضیحات پس از آن بود که پورمحمدی تلاش میکرد دست به یک ریبرندینگ بزند.
در این تصویر، او ضمن آنکه از عملکرد دهه شصت خود در قبال اعضای "سازمان مجاهدین خلق" (منافقین) دفاع کرد، به انتقاد از عملکرد دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی در خصوص پروندههای دهههای بعد پرداخت و گفت: «میدانید من چقدر عفو کردم؟ داستان دهه 60 خیلی فرق میکند. مردم مدافع و همفکر ما بودند؛ اتفاقا مطالبات مردم از ما تندتر بود.»
او افزود: «در کشور 30 هیات بوده و هر هیات سه تا پنج نفر عضو داشته. من اصلا مسئول این کار نبودم و در تیم امنیتی نبودم. من را دعوت کردند و گفتند که این شرایط هیجانی است؛ منافقین جنایات بزرگی کردهاند و مردم عصبانیاند. اینهایی که سر موضع هستند باید بر اساس حکم حقوقی قانونی و شرعی اعدام شوند. حکم قبلی هم دارند اما میترسیم افراط شود. تو که تجربه قضایی دقیق و منطقی داری در تهران - چون من مسئول کشوری نبودم - برو کنترل کن که تندروی نشود.»
او همچنین از روابط خود با آیتالله منتظری نیز روایت کرد و گفت: «من سالیان سال با مرحوم منتظری رفت و آمد داشتم. ایشان نسبت به من علاقه داشت و به مرحوم اسدالله لاجوردی میگفت که چرا مثل پورمحمدی در مشهد عمل نمیکنید؟» او در همین گفتگو به انتقاد از نحوه برخورد با برخی پروندههای امنیتی مثل قتلهای زنجیرهای، هواپیمای اوکراینی و حوادث پس از مرگ مهسا امینی پرداخت و وعده داد که اگر رئیس جمهور شود اجازه نمیدهد نگاه نظامی و امنیتی بر راهبرد کشور غلبه کند.
با همه اینها پورمحمدی در انتخابات زیر یک درصد رای آورد اما به نظر نمیرسد او بخواهد بذرهایی که در کشاکش سیاسی کاشته را بدون برداشت رها کند. او پس از انتخابات نیز در سخنرانی و گفتگوی رسانه ای فعال بوده. او سال گذشته نیز در گفتگویی این موضوع را تایید کرد و گفت: معتقدم امروز یک موج گفتمانی در کشور ایجاد شده است و اگر بتوانم آن را امتداد خواهم داد. اما اینکه آینده سیاسی پورمحمدی جدید چه خواهد بود نیاز به صبر و گذشت زمان دارد.
27211
کد خبر 2041410