سه‌شنبه 12 فروردین 1404

نظم جهانی خود را بلعید؛ 11 سپتامبر و آغاز عصر یکه تازی قدرت سخت / چگونه جنگ در افغانستان و عراق سقوط نظم اخلاقی آمریکا را کلید زد؟

وب‌گاه اقتصاد نیوز مشاهده در مرجع
نظم جهانی خود را بلعید؛ 11 سپتامبر و آغاز عصر یکه تازی قدرت سخت / چگونه جنگ در افغانستان و عراق سقوط نظم اخلاقی آمریکا را کلید زد؟

اقتصادنیوز: بعد از جنگ سرد، ایالات متحده با تعریف قوانین و هنجارهایی تلاش کرد نظمی مبتنی بر قوانین را برای کشورهای دیگر تعریف کند؛ نظمی که به این گروه از کشورها فرصت داد تا ائتلاف‌های تازه‌ای را تعریف کرده و قدرتشان را افزایش دهند. با این همه، حوادث یازده سپتامبر معادلات جهانی را تغییر داد و عصر یکه تازی توسل به اهرم سخت توسط ایالات متحده را رقم زد؛ تحولی که پس از آن هم ایالات متحدده...

به گزارش اقتصادنیوز، جنوب جهانی برنده اصلی تغییرات قدرت جهانی در دو دهه گذشته بوده است. نفوذ فزاینده اقتصادهای نوظهور، ظهور چین به عنوان یک قدرت بزرگ، تنش بین ایالات متحده و متحدان اروپایی‌اش و افزایش رقابت قدرت‌های بزرگ به این کشورها اهرم جدیدی در امور جهانی داده است.

آن‌ها با ایجاد ائتلاف‌های جدید مانند بریکس - که اعضای اولیه اش برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی بودند - از این تغییرات استفاده کرده‌اند. تقویت اتحادهای منطقه‌ای مانند اتحادیه آفریقا و پیگیری یک دستور کار قاطعانه‌تر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بخشی دیگری از تلاش‌های قدرت‌های میانه و متوسط برای برجسته کردن نقش خود در نظم جهانی است.

در این میان، گروهی هستند که باور دارند، جنوب جهانی - گروه گسترده‌ای از کشورهای عمدتا پسااستعماری در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین و خاورمیانه - تمایل بیشتری برای به چالش کشیدن غرب، تسلط و بازتعریف قواعد نظم جهانی دارند.

در همین راستا، نشریه فارن افرز یادداشتی را منتشر کرده و اقتصادنیوز این یادداشت را در چهار بخش منتشر کرده است که بخش نخست آن با تیتر «ماموریت ترامپ؛ نظم جهانی به پایان سلام می‌کند؟/ جنوب جهانی و رویارویی پرهزینه ابرقدرت‌ها» منتشر شد و بخش دوم در ادامه آمده است.

پیامدهای نظم جهانی آمریکایی

رژیم جهانی منع اشاعه را در نظر بگیرید: در دهه 1960، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی برای جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای و دانش فنی، با هدف محدود کردن اشاعه، با یکدیگر تبانی کردند. این امر بسیاری از کشورهای جنوب جهانی را که به دنبال دسترسی بیشتر به فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز بودند و باور داشتند که توافق بین ابرقدرت‌ها به طور مؤثر استقرار سلاح‌های هسته‌ای را مستحکم کرده و از بین بردن چنین تجهیزاتی در آینده را عملاً غیرممکن می‌کند، خشمگین ساخت.

این کشورها متحد شدند و طی سال‌ها مذاکرات سخت، با ابرقدرت‌ها به سازش رسیدند. معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای که در سال 1968 امضا شد، همچنان به نفع کشورهایی بود که قبلاً دارای سلاح‌های هسته‌ای بودند، اما مقرراتی را شامل می‌شد که خلع سلاح در کشورهای قدرتمند و مشوق‌هایی برای کشورهای ضعیف‌تر جهت توسعه انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز را تشویق می‌کرد.

با این حال، این توافق نتایج معکوسی نیز به همراه داشت. در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980، ایالات متحده جنوب جهانی را کم‌اهمیت تلقی کرد و اصرار داشت که همه کشورها برای همسویی با نظم لیبرال تحت اولویت آمریکا اصلاحات لازم را انجام دهند.

این کشور برنامه‌های تعدیل ساختاری صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، مقررات‌زدایی مالی و ریاضت اقتصادی را به اجرا گذاشت، در حالی که از اعمال فراسرزمینی قوانین داخلی - به ویژه از طریق مقررات بخش 301 قانون تجارت 1974 - برای تحت فشار قرار دادن کشورها جهت برچیدن تعرفه‌های حمایتی استفاده کرد.

با این حال، جهانی شدن به شیوه‌های غیرمنتظره‌ای آشکار شد. در این میان، ثروت جدیدی برای بسیاری از کشورهای پسااستعماری فراهم شد، چین را به موقعیتی در حال رشد سوق داد و به جنبش‌های فراملی قدرتمندی مانند اسلام سیاسی دامن زد. اگرچه جهانی شدن موجی از دموکراسی را در سراسر جهان در حال توسعه تشویق کرد، اما این نتیجه همیشه به نفع ایالات متحده و متحدان غربی‌اش نبود.

قوانینی که اهرم مرگ شدند

رئیس‌جمهور ایالات متحده، بیل کلینتون، برای جنوب جهانی فرصت‌هایی ایجاد کرد. لفاظی‌ها در مورد نظم بین‌المللی لیبرال به مفهوم جهانی به هم پیوسته که در آن رفاه می‌تواند به طور مساوی‌تری توزیع شود، از جمله در کشورهای در حال توسعه، جذاب بود.

کلینتون از نقض این هنجارها مصون نبود، به‌طوری که او شورای امنیت سازمان ملل را دور زد و مداخله ناتو در کوزوو را در سال 1999 کلید زد. قانون هلمز - برتون در سال 1996 شرکت‌های خارجی را که در تجارت با کوبا فعالیت می‌کردند، مجازات کرد، حتی زمانی که چنین فعالیت‌هایی در آن کشور قانونی بود.

تأکید کلینتون بر "نظم مبتنی بر قوانین" به کشورهای جنوب جهانی اجازه داد تا از نهادهای بین‌المللی به نفع خود استفاده کنند. سازمان تجارت جهانی بستری را برای کشورهای در حال توسعه فراهم کرد تا بر سر قراردادهای مطلوب مذاکره کرده و توانایی‌شان را برای به چالش کشیدن اقتصادهای قوی‌تر افزایش دهند.

کنفرانس جهانی زنان در سال 1995 در پکن، مسائل جنسیتی را مورد توجه قرار داد و با جلب حمایت بین‌المللی از طرح‌های برابری جنسیتی و تحت فشار قرار دادن دولت‌ها برای تضمین بهتر حقوق زنان، عصری از تغییرات مترقی را در سراسر جهان در حال توسعه رقم زد.

پروتکل کیوتو به کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد در مورد تغییرات آب و هوا، مکانیسمی را ارائه داد که از طریق آن کشورهای در حال توسعه می‌توانستند از حمایت مالی و تکنولوژیکی برای سیاست‌های زیست‌محیطی برخوردار شوند و در عین حال کشورهای صنعتی را به دلیل ناتوانی در محدود کردن انتشار کربن تحت فشار قرار دهند. بانک جهانی برای اولویت‌بندی برنامه‌هایی که فقر را کاهش می‌دهد و توسعه پایدار را در سراسر جنوب جهانی ترویج می‌کند، اصلاحاتی را انجام داد. دنیایی از هنجارهای جهانی نهادینه‌شده، علیرغم نقص‌هایش، به کشورهای در حال توسعه اجازه داد تا قدرت‌های بزرگ را پاسخگو بدانند و امتیازات معناداری را از طریق مکانیسم‌های چندجانبه بگیرند.

اما شرایط پس از حملات 11 سپتامبر تغییر کرد، حملاتی که جرج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در پاسخ به آن تأکید کرد: "هیچ قانونی وجود ندارد." این اعلامیه منادی آغاز عصر استفاده بی‌قیدوبند از اهرم سخت در افغانستان، عراق و جاهای دیگر بود که منجر به مرگ مستقیم و غیرمستقیم میلیون‌ها نفر در سراسر جنوب جهانی شد. ایالات متحده زندانیان کشورهای در حال توسعه را در مراکز مخفی شکنجه می‌کرد.

در بسیاری از کشورهای غربی، مسلمانان و مذهب آن‌ها به طور کلی تحت بررسی نژادی قرار گرفتند. دکترین بشردوستانه "مسئولیت حفاظت" - که مداخله را برای جلوگیری از جنایاتی مانند نسل‌کشی تأیید می‌کرد - تهاجم و نقض حاکمیت ملی را تسهیل کرد، مانند حمله ناتو به لیبی در سال 2011، که به نظر می‌رسید بیشتر ناشی از منافع استراتژیک باشد تا نگرانی‌های انسانی.

باراک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده، قوانین بین‌المللی را با تبدیل یمن به میدان آزمایشی برای جنگ با هواپیماهای بدون سرنشین، به چالش کشید و باعث شد یک کشور شکننده به هرج و مرج تبدیل شود. این مداخله‌گرایی باعث بی‌ثباتی و مهاجرت دسته‌جمعی از آفریقا و خاورمیانه به اروپا شد، به ویژه در طول جنگ داخلی سوریه در دهه 2010.

همچنین بخوانید ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
نظم جهانی خود را بلعید؛ 11 سپتامبر و آغاز عصر یکه تازی قدرت سخت / چگونه جنگ در افغانستان و عراق سقوط نظم اخلاقی آمریکا را کلید زد؟ 2
نظم جهانی خود را بلعید؛ 11 سپتامبر و آغاز عصر یکه تازی قدرت سخت / چگونه جنگ در افغانستان و عراق سقوط نظم اخلاقی آمریکا را کلید زد؟ 3