واکنش دولت به صداوسیما
اختلاف میان دولت و صداوسیما در ماههای اخیر از سطح گلایههای رسانهای فراتر رفته و به تقابل بر سر نحوه روایت مسائل ملی رسیده است؛ شکافی که اکنون با مصاحبههای از قبل ضبط شده رئیسجمهور، نشانهای از کاهش اعتماد دولت به رسانه ملی را انعکاس میدهد.
علیرضا کاظمیمقدم: روابط میان دولت و سازمان صدا و سیما در ماههای اخیر به مرحلهای از تنش و اصطکاک رسیده که پیش از این در تاریخ تعاملات قوای مجریه و رسانه ملی کمتر سابقه داشته است. این شکاف که با سانسور سخنان رئیسجمهور و رئیس مجلس آغاز شده بود، سرانجام به اتخاذ تصمیمی بیسابقه از سوی دولت منجر شد؛ تصمیمی که بر اساس آن، مصاحبههای رئیسجمهور نه در استودیوهای جامجم، بلکه از طریق شورای اطلاعرسانی دولت ضبط و تولید شده و صدا و سیما تنها به عنوان «کارگزار پخش» عمل میکند. این تغییر رویه، پیامی روشن از سوی پاستور به مدیریت سازمان صدا و سیماست که نشاندهنده کاهش اعتماد دولت از بیطرفی فنی و محتوایی این رسانه است.
گاهشمار تنشها
ریشههای این تقابل را باید در رویدادهای تیرماه سال جاری جستوجو کرد. به گزارش خبرآنلاین، در تیرماه صداوسیما در اقدامی که بسیاری از ناظران آن را توهینآمیز قلمداد کردند، در پخش مشروح سخنرانی مسعود پزشکیان در مراسم روز ملی صنعت و معدن، بخشهای کلیدی سخنان وی را حذف کرد. رئیسجمهور در آن سخنرانی با اشاره به ضرورت انسجام داخلی گفته بود: «سخنان بسیاری در دلم دارم، اما بهخاطر حفظ وحدت، حاضر به تحمل همه تلخیها هستم. از همه میخواهم که به صحنه بیایند و بپذیرند که برای تغییر شرایط، چارهای جز انسجام داخلی و همزبانی نیست.» اما نکته چالشبرانگیز که با تیغ سانسور مواجه شد، اشاره وی به مذاکرات بود. پزشکیان تصریح کرده بود: «اگرچه صدا و سیما تنها بخشی از سخنان رهبر شهید درباره عدم مذاکره را پخش میکنند، اما در جلسات خصوصی با ایشان، رهبر شهید بر ضرورت خاتمه دادن به این وضعیت تاکید داشتند. برای همین، با تکیه بر عزت، مصلحت، حکمت و سربلندی کشور، مذاکرات را آغاز کردیم.»
این تنها مورد از برخوردهای حذفی نبود. اوایل تیرماه نیز اتفاق مشابهی برای محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، رخ داد. صدا و سیما در اقدامی بیسابقه، گفتوگوی ضبطشده وی را در میانههای بحث، ناگهان و بدون هیچ توضیحی قطع کرد. طبق روایتهای افشاشده، قالیباف در حال کالبدشکافی نحوه انتقال 6میلیارد دلار پول ایران از کرهجنوبی به قطر بود و به نقد کسانی میپرداخت که تلاش میکردند این واقعیتهای دیپلماتیک را کتمان کنند. بر اساس ارزیابیها، حداقل 20دقیقه از مهمترین بخشهای این مصاحبه که حاوی نکات کلیدی دیپلماتیک و اقتصادی بود، در توقیف صداوسیما باقی ماند و هرگز پخش نشد.
توبیخ در هیات دولت و اعتراض دستگاه دیپلماسی
تداوم این رویکرد باعث شد تا فضای جلسات هیات دولت نیز تحت تاثیر قرار گیرد. به گزارش رویداد24، در یکی از جلسات هیات دولت در مردادماه، پس از آنکه رئیس سازمان صداوسیما با گزارشدهی یکی از وزرای مهم دولت درباره روند مذاکرات مخالفت کرد، مسعود پزشکیان به شدت پیمان جبلی را توبیخ کرد. این منبع آگاه اشاره کرده است که هشدار رئیسجمهور به رئیس رسانه ملی بسیار صریح و جدی بوده است. در همین راستا، علی جنتی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی، در گفتوگو با «ایرنا» اظهار کرد: «مدیریت صدا و سیما فکر میکند چون از مقام معظم رهبری حکم گرفته است، بنابراین خود یک قوه چهارم است؛ درحالیکه بر اساس قانون باید زیر نظر هیات نظارت متشکل از نمایندگان سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه عمل کند.»
از سوی دیگر، دستگاه دیپلماسی نیز از این وضعیت مصون نمانده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با گلایه از بایکوت خبری فعالیتهایش در رسانه ملی گفت: «هیچکدام از مصاحبههای مرا صداوسیما پخش نکرد. من با فاکسنیوز، سیانان و رسانههای مختلف صحبت کردم؛ گفتم شب صداوسیما نشان میدهد و میگوید باریکلا وزارت خارجه چگونه صحبت کرده؛ ولی اصلا انگار نه انگار! فقط یکی دو جمله را که خوششان آمده، زیرنویس کردند و خلاص!» این اظهارات نشان داد که حتی در حساسترین پروندههای ملی و بینالمللی، رسانه ملی ترجیح میدهد بر اساس سلیقه جناحی خود عمل کند تا مصالح عمومی کشور.
تبعات جناحیگری و ضرورت تحول در رسانه ملی
بسیاری از منتقدان معتقدند عملکرد صدا و سیما در سالهای اخیر، بهویژه پس از حضور چهرههای نزدیک به یک جریان خاص سیاسی در معاونت سیاسی، به سمت «یکدستسازی» حرکت کرده است. حضور کارشناسان با دیدگاههای انحصاری که در برنامههای زنده به رؤسایجمهور سابق اهانت کرده و آنها را «مرجفون» مینامند، آن هم درست در زمانی که رهبری بر وحدت تاکید دارند، نشاندهنده تضاد آشکار عملکرد این سازمان با سیاستهای کلان نظام است. در وضعیت فعلی که در آن دولت ناچار شده است برای صیانت از پیام خود، فرآیند تولید محتوا را از صدا و سیما بازپس بگیرد، زنگ خطری برای جایگاه «ملی» این رسانه است. تداوم این شکاف نه تنها باعث ریزش مخاطب و کاهش مرجعیت رسانهای سازمان میشود، بلکه هزینههای سیاسی و امنیتی سنگینی را در شرایط حساس کنونی به کشور تحمیل میکند. تحول در ساختار مدیریتی و محتوایی صدا و سیما، دیگر نه یک پیشنهاد، بلکه ضرورتی برای حفظ انسجام ملی به نظر میرسد. برای شفاف شدن تبعات این اختلاف میان دولت و صدا و سیما گفتوگویی با غلامرضا ظریفیان، استاد دانشگاه تهران و از موافقان دولت چهاردهم داشتیم.
این فعال سیاسی اصلاحطلب در خصوص مدل انتشار مصاحبه با رئیسجمهور توسط شورای اطلاعرسانی دولت و نقش صدا و سیما به عنوان کارگزار پخش گفت: «در قواعد متعارف و عقلانی، زمانی که کشوری با بحرانهای بزرگ مواجه میشد - که مهمترین آنها پدیده جنگ و نبردهای نابرابر است - شرایط ویژهای حاکم میشود. در حال حاضر ما در یک جنگ نابرابر با آمریکا و اسرائیل قرار گرفتهایم و چنانچه تابآوری مردم، تمهیدات دولت و تلاشهای رزمندگان ما نبود، طبیعتا در چنین شرایطی دچار آسیبهای بسیار گستردهای میشدیم. قواعد جنگهایی که حداقل در صدسال اخیر رخ داده است، حکایت از این دارد که اساسا در هنگام جنگ، نقش اصلی قوه مجریه و نهاد دولت در برقراری آرامش مردم و حلوفصل مسائل و نیازهای بنیادین جامعه، اعم از معیشتی، افکار عمومی و رسانهای، بسیار حیاتی است؛ بهویژه اکنون که جامعه متاسفانه با نیازهای جدیدتری نیز مواجه شده است.»
وی با بیان اینکه مثل بسیاری از پدیدهها در ایران که تا حدی نوظهور هستند و موجب تعجب میشوند، شاهد رخ دادن پدیدههای عجیبی هستیم، تصریح کرد: «درست در هنگامه جنگ، مشاهده میکنیم جریانی که در اقلیت هستند؛ به جای آنکه حداکثر هماهنگی را با نظام سیاستگذاری و اجرایی کشور داشته باشند، موجب ایجاد شکافی جدی در این زمینه شدهاند. به نظر میرسد این جریان دارای حاشیه امنیت است، به هر نحو که تمایل دارد سخن میگوید و ابراز عقیده میکند و برخلاف پیمایشها و افکار عمومی، خود را در جایگاه قوه تقنین، قوه قضائیه و مهمتر از آن، در جایگاه مجری قرار میدهد. حتی در برخی مواقع میبینیم که این جریان در امور شورای عالی امنیت ملی نیز دخالت میکند که این موضوع در نوع خود بینظیر است.»
ظریفیان با اشاره به این موضوع که دولتی که اکنون بر سر کار است، با وجود دیدگاههای متفاوتی که در آن وجود دارد و تلاش کرده از همگان استفاده کند، آغاز فعالیتش با شروع جنگ همراه شد؛ ابتدا جنگ 12روزه و بعد جنگ چهلروزه و اکنون نیز تداوم این وضعیت، توضیح داد: «با این حال، این دولت حداکثر تلاش خود را به کار بست تا زندگی عمومی جامعه در تامین نیازهای اساسی با بحران مواجه نشود. با وجود این کارآمدی که مانع از بحرانزدگی جامعه شده است، میبینیم که رسانه ملی ما و برخی رسانههای دارای حاشیه امنیت بهگونهای رفتار میکنند که دولت مجبور میشود به جای استفاده از بستر رسانه ملی که جزو اموال عمومی است و گزارش دهی هر پانزده روز یکبار آن هم به دلیل این که سازوکاری مشخصی وجود ندارد به سراغ سازوکارهای جایگزین برود و تدبیری شخصی برای گفتوگو با افکار عمومی بیندیشد. این مساله خود بینظیر بوده و آسیبها و مشکلات ناشی از آن اندک نیست.» وی معتقد است
رئیسجمهور در مجموع بهدلیل انتظامبخشی به امور در زمان جنگ با وجود تمامی مشکلات و تورم موجود، نمره قبولی میگیرد و میافزاید: «همین رئیسجمهور در این شرایط برای اینکه وحدت جامعه توسط جریانات دارای رسانه و حاشیه امنیت برهم نخورد، مجبور است در ارائه نظرات، ایدهها و آنچه بازتاب افکار عمومی و پیمایشهای متقن است، بهگونهای سخن بگوید که کلامش محملی برای ایجاد شکاف نشود. این رویکرد باعث میشود اقناع روحی جامعه و پاسخگویی به پرسشها در خصوص نیازهایی نظیر اینترنت و معیشت بهدرستی رخ ندهد و در نتیجه، احساس امید نسبت به آینده و گشایش افقهای پیشرو کمتر اتفاق بیفتد.»
ظریفیان درخصوص این نقد مطرح شده در فضای عمومی مبنی بر اینکه مدل مصاحبه و نوع بیان رئیسجمهور بیشتر به یک نمایش شبیه بود تا مصاحبه چراکه خبرنگار مشخصی در آن حضور نداشت و سرشار از کاتهای سینمایی و تدوین شده بود، عنوان کرد: «آقای پزشکیان نشان داده است حتی در شرایط جنگی صراحتهای خوبی دارد. این به مفهوم نفی نقد به دولت یا موفقیت کامل دولت در روایتگری نیست و بنده شخصا به آن اعتقادی ندارم، اما بحث نمایشی بودن را نیز قبول ندارم. این برنامه نشاندهنده آسیبی است که دولت احساس میکند؛ این احساس که اگر گفتوگو کمی شفافتر یا صریحتر باشد، در شرایط جنگی به باز شدن شکافها منجر میشود.
با توجه به دیدگاه رئیسجمهور که معتقد به بحث وفاق است، نوعی تحفظ و محافظهکاری رخ میدهد که حاصل آن، عدم ایجاد اقناع لازم است. دولت باید تدبیر جدیتری به خرج دهد؛ زیرا جامعه همچنان با ابهامات و سردرگمی مواجه است و افق آیندهاش روشن نیست؛ لذا ضرورت دارد رئیسجمهور هر ده یا پانزده روز یکبار با آزادی عمل بیشتر با مردم سخن بگوید تا مشکلات موجود در عرصه افکار عمومی مرتفع شود.»
روایت رئیسجمهور از اداره کشور
با وجود برخی انتقادات که به مصاحبه اخیر رئیسجمهور مطرح شد، مسعود پزشکیان در خلال این گفتوگو با مرور مهمترین تحولات دو سال گذشته، از جنگ، تحریم، ناترازی انرژی و بحران آب بهعنوان مهمترین چالشهای پیش روی دولت یاد کرد و با تاکید بر اینکه منظور از مردم، همه ایرانیان هستند، گفت که دولت تلاش کرده است با اتکا به همراهی مردم، کشور را در سختترین شرایط پس از انقلاب اداره کند. در جریان این گفتوگو که پایگاه اطلاعرسانی رئیسجمهور متن کامل بخشهای اول، دوم و سوم آن را منتشر کرده است، پزشکیان درباره این موضوع که واژههای پرتکرار در دوران ریاستجمهوریاش، واژه «مردم» بوده است، تاکید کرد: «منظور از مردم، همه کسانی هستند که در این مملکت زندگی میکنند.» وی ادامه داد: «تنها کسانی که در خیابان بودند ایران ما را نگه نداشتند؛ همه مردمی که سختیهای ما را میبینند و تحمل میکنند، «برای ایران» این کار را میکنند.» رئیسجمهور عنوان کرد: «اگر با مردم باشیم، هیچ قدرتی نمیتواند ایران را زمینگیر کند.»
پزشکیان در این گفتوگو که در دومین سالروز تحلیف ریاستجمهوریاش انجام شد، تصریح کرد: «پس از پیام رهبر انقلاب درباره مذاکرات، برخی از افرادی که دنبال تفرقه و اهداف جریانات سیاسی خودشان بودند، از این موضوع سوءاستفاده کردند. رهبری فرموده بودند که اگر سهچهارم اعضای شعام موافق باشند، من هم موافقم. در رأیگیری به جای سهچهارم، دوازده سیزدهم اعضا موافق بودند و به همین دلیل رهبر انقلاب هم موافقت کردند.» رئیسجمهور در بخشی دیگر از مصاحبه منتشرشده با تشریح مهمترین برنامههای اقتصادی دولت و با تاکید بر اینکه «مسیر اصلاحات آغاز شده و متوقف نخواهد شد»، از تداوم برنامههای دولت برای رفع ناترازیها، مقابله با رانت و افزایش بهرهوری خبر داد.
یکی از بخشهای پربازدید سخنان رئیسجمهور موضوع استفاده از پنکه و مدیریت انرژی بود که او با مثالی از خاطرات خود این موضوع را مطرح کرد. یکی از نقدهای مطرحشده در این برنامه، این بود که با توجه به شرایط اجتماعی، زمان مناسبی برای اجرای سیاستهای اصلاح اقتصادی مانند حذف ارز ترجیحی انتخاب نشده است و رئیسجمهور نیز در پاسخ به این سوال که آیا این نقد را میپذیرید؟ آیا بهتر نبود این اقدام در زمان مناسبتری انجام شود، گفت: 47سال است که میخواهیم درست عمل کنیم؛ اما هر بار میگویند اکنون وقتش نیست. هر زمان میخواهیم کاری انجام دهیم، میگویند فعلا دست نگه دارید و هر بار هم بهانهای مطرح میشود. نتیجه این شده است که روزبهروز بیشتر در باتلاق فرو میرویم. ما مجبوریم اصلاحات را انجام دهیم.
وی ادامه داد: یکی از راههای کنترل تورم، اصلاح همین نظام بانکی است. اکنون نیز وزارت اقتصاد برنامه دارد ناترازیهایی را که در بانکها وجود دارد، مدیریت کند. آن زمانی که نماینده و نایبرئیس مجلس بودم، یک صندوق در مشهد دچار مشکل شده بود. هر روز در خیابانها تظاهرات میشد، چون نمیتوانستند پول مردم را پرداخت کنند. بانک آینده که شاید 10 برابر آن، یا حتی بیشتر، حجم و گستردگی داشت، بسته شد؛ بدون اینکه اعتراضی شکل بگیرد یا نگرانی خاصی در جامعه ایجاد شود. این موضوع نیز با تدبیر و مدیریت انجام شد. پزشکیان همچنین درباره افزایش مبلغ کالابرگ گفت: «اکنون باید مبلغ کالابرگ را افزایش دهیم؛ چون قیمتها گرانتر شده است. اصولا باید بتوانیم میزان کالابرگ را بالا ببریم تا مردم راحت باشند. در حال تلاش هستیم؛ اما بهدلیل کمبود ارز و مشکلاتی که داریم، تا حدی با مشکل مواجهیم. با این حال، به امید خدا این مساله را نیز حل خواهیم کرد.»