نگذاشتیم آمریکا بر روابط ایران و برزیل اثرگذار باشد
تهران - ایرنا - سید علی سقاییان گفت: همسویی دولتها امر بسیار مهمی است و مقامات باید تمایل دوجانبه برای توسعه روابط داشته باشند. ولی در بحث سیاست خارجی کلان جمهوری اسلامی، حمایت از کشورهای رو به رشد مد نظر است. در آمریکای لاتین از ابتدا این نگاه وجود داشته است، ولی فراز و نشیبها نیز همواره وجود داشته است. بهطور مثال رابطهای که با دولت قبلی برزیل داشتیم قابل مقایسه با دولت کنونی نیست.
در گفتوگوی روزنامه اعتماد با سید علی سقاییان سفیر پیشین ایران در برزیل آمده است: سیاست حضور ایران در امریکای لاتین از زمان دولت سازندگی آغاز شد و در هر دولت اگرچه رویکرد آن با تغییرهایی روبهرو بود اما توسعه آن ادامه داشت. نوع روابط با کشورهای امریکای لاتین نیز متفاوت بود. شاید بسیاری اهمیت روابط با کشورهای امریکای لاتین را سیاسی و ایدئولوژیک بدانند اما روابط میان ایران و برزیل بیش از اینکه سیاسی باشد، جنبه اقتصادی آن بسیار پررنگتر است. ایران سالانه بیش از 2 میلیارد دلار محصولات کشاورزی و دامی از برزیل وارد میکند که این رابطه برای هر دو طرف بسیار حایز اهمیت است به نحوی که شاید به آسانی نمیتوان با وجود تحریمها و فشارهای اقتصادی امریکا آن را متوقف کرد. سیدعلی سقاییان، سفیر پیشین ایران در گفتوگو با «اعتماد» از چالشهای روابط میان تهران - برازیلیا در دوره تحریم میگوید.
هنگامی که شما وارد برزیل شدید، یک دوره انتقالی قدرت را شاهد بودید. با روی کار آمدن آقای بولسونارو به عنوان رییسجمهور، سیاستهای برزیل نسبت به دوره آقای لولا داسیلوا و خانم روسف چه تفاوتی داشت؟
اگر نگاهی به دولتهای قبل در برزیل داشته باشیم، پیش از روی کار آمدن بولسونارو به عنوان رییسجمهور، آقای لولا داسیلوا و پس از آن خانم روسف در برزیل قدرت را در دست داشتند و در عمل سیاست چپهای برزیل بر این کشور حاکم بود؛ اما با توجه به استیضاح و برکناری خانم روسف در سال 2016 آقای تمر، معاون ایشان که از لیبرالهای میانهرو بود به عنوان رییسجمهور موقت تعیین شد. ایشان با توجه به بحرانهای اقتصادی که برزیل درگیر آن شد حدود دو سال کشور را به خوبی اداره کرد و من با ایشان کارم را در برزیل آغاز کردم؛ اما آقای ژایر بولسونارو یک چهره جنجالی و نه چندان شناخته شده در مجلس برزیل بود که بیش از 20 سال نماینده بود و طرفداران بسیار کمی داشت. به قول بسیاری از سناتورها و نمایندگان برزیلی که من با آنها در ارتباط بودم، معتقد بودند که یک حزب تک نفره دارد. ولی با حمایتهایی که از سوی مسیحیان انجیلی از او صورت گرفت همچنین امریکا و به اعتقاد شخصی من اسراییل نیز در این زمینه نقش داشت، در نهایت نام ایشان از صندوق آرا خارج شد و مسیحیان انجیلی توانستند، رشد بسیار خوبی پیدا کنند. برزیل با جمعیت بیش از 200 میلیون نفر بزرگترین کشور کاتولیک جهان محسوب میشود.
ایشان با دیدگاه راست افراطی که داشت خود را دنبالهروی تمام و کمال آقای ترامپ میدانست و بسیاری او را به عنوان ترامپ امریکای لاتین شناسایی کردند. بولسونارو از همان ابتدا رسما سیاست خارجی خود را در چارچوب سیاست خارجی امریکا تعریف کرد. البته در طول یک سال گذشته و تا زمانی که بنده در برزیل حضور داشتم، راستها با نگاه افراطی که به مسائل داشتند، قدم به قدم سیاست خارجی خود را با ترامپ پیش بردند که باعث فراز و نشیبهای زیادی در سیاست خارجی شد. به خصوص در بحث جابهجایی سفارت برزیل از تلاویو به بیتالمقدس موجب شد، موجی از مخالفتها با این اقدام بولسونارو توسط کشورهای اسلامی راه بیفتد و بولسونارو دریافت که به راحتی نمیتواند این کار را انجام دهد. ولی به هر حال این اعتقاد را داشت که میتواند از امریکا برای بازسازی اقتصاد برزیل امتیازاتی را دریافت کند. ولی با بروز بحران کرونا شاهد آن هستیم که برزیل با وضعیت به شدت بحرانی روبهرو است چراکه نه توانسته کمکی را دریافت و نه توانسته اقتصاد را احیا کند و شکاف طبقاتی نیز روز به روز بیشتر میشود. به ویژه برزیلی که کشوری صنعتی در حال توسعه است و اقتصاد برزیل به صادرات محصولات کشاورزی و دامداری متکی است. در این دوره به دلیل بحران جهانی صادرات کاهش پیدا کرد و بولسونارو نتوانست اهداف خود را محقق کند و مشکلات بیشتری را برای برزیل ایجاد کرد.
آیا با روی کار آمدن بولسونارو نگاه برزیل به ایران تغییر کرد؟
هنگامی که بولسونارو روی کار آمد، دیدگاه ابتدایی او به ایران مثبت نبود. به نوعی آنها به شدت دچار شک و تردید همچنین تاثیرپذیری از سیاست خارجی دونالد ترامپ بودند. از سویی با توجه به نزدیکی بولسونارو با رژیم صهیونیستی، ایشان فاصله جدی با ایران گرفت و از همان ابتدا مواضعی را اتخاذ کرد که اصلا مثبت نبود البته با مدیریتی که از سوی وزارت خارجه و سفارت صورت گرفت به صورت خصوصی تذکراتی داده شد و تا حدی مواضع نیز تعدیل شد. ولی همان نگاهی که دونالد ترامپ نسبت به ایران داشت، بولسونارو نیز دنبال میکرد. قطعا این دیدگاه ترامپ در سیاست خارجی برزیل اثرگذار بود. ما تماسها و لابیهای خودمان با سناتورها، نمایندگان و گروههای ذینفوذ در برزیل را داشتیم و پیغامهای خود را ارسال میکردیم و در نهایت جلوی تندرویهایی که میتوانست رابطه دو کشور را به سمت بحران سوق دهد، گرفته شد.
دیدار مستقیمی با شخص آقای بولوسنارو داشتید؟
به دلیل اینکه من استوارنامه را به آقای تمر تحویل دادم ایشان را به صورت خصوصی ملاقات نکردم. چراکه به طور معمول روسای جمهور با سفرا ملاقات خصوصی ندارند؛ اما در یکی، دو مهمانی و مراسمی که بود ایشان را دیدم و حتی به شوخی به ایشان گفتم، کی به ایران سفر میکنید ولی ارتباط ما بیشتر با وزیر خارجه و معاونان ایشان بود.
با توجه به ملاقاتهایی که داشتید، دیدگاه تیم سیاست خارجی آقای بولسونارو نسبت به ایران چگونه بود؟
سیاست خارجی ابتدایی ایشان یک سیاست راست افراطی بود که با کشورهایی مانند لهستان، امریکا و رژیم اسراییل همسو بودند. حتی با کشوری مانند فرانسه ابتدا سیاست نزدیکی داشتند که بعدها به مشکل برخوردند و با دولت قبلی آرژانتین نیز رابطه بسیار خوبی داشتند که این رویه پس از انتخابات تغییر کرد. از همین رو رویکرد ابتدا نسبت به ایران مثبت نبود اما این دیدگاه طی یک سال بعد از آن تعدیل پیدا کرد. ولی به دلیل اینکه برزیل کشوری است که به سرمایه خارجی نیاز دارد، برنامههای خود را بر اساس جذب سرمایه خارجی تنظیم کرده است. ایران کشوری در امریکای لاتین محسوب میشود که با توجه به محدودیتها، سرمایهگذاری کلانی نمیتوانیم در کشوری مانند برزیل داشته باشیم. هر چند واردکننده محصولات کشاورزی و دامداری برزیل هستیم که رقم قابل توجهی است. ایران بیش از 2 میلیارد دلار محصولات کشاورزی مانند ذرت، سویا، شکر، کنجاله سویا و گوشت از برزیل وارد میکند. به هر حال اعداد و ارقام به اندازهای بود که دولت برزیل نمیتوانست به آسانی از آن چشمپوشی کند. از همین رو با ارتباطاتی که با اتحادیههای کشاورزی همچنین وزیر کشاورزی جدید برزیل داشتیم و پیغامهایی که داده شد، دولت متوجه حساسیت رابطه میان دو کشور شد. ولی به هر حال دیدگاههایی مانند انتقال سفارت از تلاویو به بیتالمقدس کماکان از سوی تیم مشاورین بولسونارو دنبال میشود. همچنین با ملاقاتهایی که با معاون وزیر خارجه داشتیم و رایزنیهایی که از سمت تهران صورت گرفت، متوجه واقعیتها و مسائل شدند.
از سال 2018 و همزمان با روی کار آمدن آقای بولسونارو، امریکا قصد داشت تا فشار حداکثری خود را علیه ایران اعمال کند. با توجه به روابط حساسی که بین ایران و برزیل به خصوص در بحث تامین مواد اولیه است، آیا امریکا فشاری روی برزیل برای قطع روابط با ایران آورد؟
در تحلیل اولیه این موضوع را در نظر گرفته بودیم. اما با توجه به متکی بودن برزیل به صادرات محصولات کشاورزی، رقم صادراتی هم قابل چشمپوشی نبود شاید ابتدا چنین طراحی را داشتند ولی دیدند که هزینه آن بسیار بالاست. البته ایران نیز دست بسته در این مسیر نبود و اهرمهای خود را به کار بردیم. در یک مورد خاص توانستیم، امریکاییها را عقب برانیم. ایران تهاتر اوره با محصولات کشاورزی با برزیل را داشت و کشتیهایی از ایران به برزیل آمده بودند برای تحویل اوره و بار زدن سویا و کنجاله آن؛ امریکا پیش از ورود این کشتیها به بنادر برزیل اعلام کرد که این کشتیها تحت تحریم هستند و نمیتوانند سوخت بگیرند. پس از چند روز رایزنی که کشتیهای ایرانی متوقف بودند در یک مصاحبه کوتاه اعلام کردم که اگر برزیل اینگونه عمل کند قطعا برای تامین محصولات کشاورزی با سایر کشورها وارد مذاکره خواهیم شد. پس از آنکه این موضوع مطرح شد امریکاییها به عقب رانده شدند و کشتیها سوختگیری و بار خود را تخلیه کردند و به ایران بازگشتند.
آیا برزیلیها تمایلی به همراهی با امریکا داشتند یا اینکه شرایط را سخت دیدند که از همراهی با امریکا امتناع کردند؟
وزیر کشاورزی به شکل غیرمستقیم و اتحادیه کشاورزان به شکل مستقیم به شدت از شرایط به وجود آمده، نگران بودند و برای حل بحران فشار آوردند. هر چند که دولت به شکل مستقیم وارد نشد اما پیامی را به وزیر خارجه ارسال کردم و به دلیل تفکیک قوای موجود در برزیل موضوع به ظاهر ارجاع داده شد به دیوان عالی برزیل تا در این زمینه نظر دهد که در نهایت این موضوع به نفع ایران تمام شد. قطعا دولت اگر میتوانستیم، قصد داشت دل ترامپ را به دست آورد ولی در عمل نتوانست چنین کاری را انجام دهد.
در دوره خانم روسف اعتراضات اقتصادی در برزیل صورت گرفت. در نهایت ایشان استیضاح شد و آقای تمر به مدت دو سال و پس از آن آقای بولسونارو روی کار آمدند. آیا در این مدت تغییری در شرایط اقتصادی برزیل ایجاد شد و شخص آقای بولسونارو توانست به موفقیتی در این زمینه دست پیدا کند؟
متاسفانه در بحرانهای سیاسی و اجتماعی طبقه ضعیف و حاشیهنشین متضرر میشوند. برزیل کشور بسیار وسیعی است. در دوره آقای لولا داسیلوا و دیدگاههای سوسیالیستی و چپگرانهای که به لحاظ اقتصادی داشت و ارتباطاتی که با کشورهای مختلف برقرار شد، مردم حاشیهنشین به خصوص کشاورزان شرایط بهتری پیدا کردند. به عنوان مثال طرح یارانه خانواده که مشابه کمیته امداد در ایران بود به کشاورزان، خانه، وام و یارانه پرداخت میکرد. در آن دوره وضعیت مردم حاشیهنشین و کشاورزان بسیار بهتر شد. اما در دوره اعتراضات داخلی برزیل که بیشتر سیاسی بود و به عنوان اینکه خانم روسف فساد مالی داشت و بعدتر نیز به صورت قطعی اثبات نشد و پروندهای بود که برای ایشان ساخته شد که همین اتهام برای لولا داسیلوا نیز مطرح شد که در نهایت به اثبات نرسید. به نظرم اعتراضات علیه خانم روسف نیز بیشتر سیاسی بود. اکنون هنگامی که شرایط را در برزیل میبینیم، اتفاقی برای مردم به نسبت 3 سال گذشته رخ نداده است. هر چند که تمر از نظر من توانست، بحرانهای موجود اقتصادی در برزیل را بهتر اداره کند. او در مدتی کوتاه بحران سوخت را حل کرد و سرمایهگذاری خارجی بیشتری را نیز جذب کرد. اما از زمان حضور بولسونارو و با توجه به مواضع راست افراطی که دنبال میکند قطعا با این رویکرد نتوانسته تضمینکننده سرمایهگذاری خارجی در برزیل باشد. من هنگام حضورم در دیدارهایی که با برخی از مدیران شرکتها و سفرای کشورهای اروپایی داشتم اصلا از شرایط موجود در برزیل راضی نبودند.
آیا روابط شخصی آقای بولسونارو و ترامپ به بهبود روابط برزیل با امریکا کمک کرد و آیا سرمایهگذاری جدی از سوی امریکا در برزیل صورت گرفت؟
در حقیقت دونالد ترامپ فردی کاملا فرصتطلب است. ترامپ فروشنده بسیار خوبی است، هر چند با تبلیغاتی که شد ترامپ وعده داد که از عضویت برزیل در OECD (سازمان همکاری و توسعه اقتصادی) حمایت کند، اما عضویت در این سازمان با اجماع است. پس از اختلافاتی که بین برزیل با آلمان و فرانسه بر سر آمازون پیش آمد، مخالف پیوستن برزیل به این سازمان بودند. از طرفی برزیل یک کشور در حال توسعه است. در دوره چپها وضعیت اقتصادی و روابط بینالمللی بهتری داشت. حتی بحث ادغام شرکت بزرگ هواپیماسازی امبرائر برزیل با بویینگ نیز مطرح شد. ترامپ حتی وعده این کار را به بولسونارو داد. اما در عمل به هیچیک از وعدههای خود عمل نکرد. حتی در دوره تمر امریکاییها فشار زیادی آوردند تا امریکا وارد پایگاه پرتاب موشک آلکانترا شود و کنترل آن را به دست بگیرد که با آن مخالفت شد. هنگامی که امریکاییها یک پایگاهی را دراختیار میگیرند اجازه ورود حتی رییسجمهور آن کشور را نمیدهند، ولی این مجوز را دولت بولسونارو به امریکا داد. امریکا در این زمینه یک دستاورد بزرگ داشت و بویینگ نیز سهام خود را با امبرائر ادغام نکرد در صورتی که برزیلیها روی آن حساب باز کرده بودند و تا جایی که اطلاع دارم روابط شخصی ترامپ و بولسونارو منافع چندانی برای برزیلیها به همراه نداشته است. هر چند که ملاقات مقامهای دو کشور در سطح بالایی جریان داشت، ولی هیچگونه جذب سرمایهای برای برزیل به همراه نداشت.
سیاست دولتهای یازدهم و دوازدهم در مقایسه با سیاستهای دولتهای نهم و دهم درخصوص امریکای لاتین چه تفاوتی کرده است؟
سیاست خارجی هر کشوری به صورت کلان تصویب میشود و وزارت خارجه تنها مجری آن است. سیاست نفوذ و حضور ما در امریکای لاتین در ابتدا به دولتهای مرحوم آقای هاشمی بازمیگردد و بیشترین تحرک ما در کشورهای امریکای لاتین به دولت آقای خاتمی بازمیگردد. آقای خاتمی رابطه با ونزوئلا را تقویت کرد و کلید کار از آنجا زده شد. دولت آقای احمدینژاد نیز همان سیاست را در کنار شعار پیش بردند. حضور ما در امریکای لاتین به عنوان حیاط خلوت امریکا مقداری جنجالی شد که اصلا در آن دوران نیاز به چنین کاری نبود. ارتباط ما با کشورهای کوبا، ونزوئلا و بولیوی در دوره آقای مورالس و نیکاراگوئه یک رابطه سنتی بود. با دولتهای دیگر امریکای لاتین نیز برحسب نیاز روابطی شکل گرفت و سعی شد تا با کشورهای امریکای لاتین روابط بحرانی نباشد. در رابطه با برزیل شاهد سفر آقای لولا به تهران بودیم و حتی ابتکار هستهای را با ترکیه پیش بردند که ناموفق بود. با کشورهای امریکای لاتین که بزرگترین و مهمترین آن برزیل است بهطور معمول روابط خوبی داشتیم.
در دولت آقای روحانی نیز ایشان برای حضور در نشست سران عدم تعهد به ونزوئلا سفر کردند. آقای ظریف به بولیوی و کوبا نیز سفر کردند، سپس در سال 97 هم سفری به برزیل داشتند. البته در دوره آقای احمدینژاد بحث سرمایهگذاری در ونزوئلا داغ بود که برخی از آنها موفق بود و برخی دیگر عملیاتی نشد، ولی سیاست خارجی ما درخصوص امریکای لاتین با سیاست خارجی ما با همسایگان و همچنین آسیا و اروپا قابل مقایسه نیست. اما در مقایسه حضور ما از زمان آقای خاتمی تا به امروز در امریکای لاتین روند رو به رشدی داشته است.
به نظر شما ایران باید نگران تغییر نگاهها و رویکردها در برخی کشورهای امریکا لاتین باشد. ما طی چند وقت اخیر شاهد تغییرات در بولیوی بودیم و این امکان در کشورهایی مانند نیکاراگوئه یا ونزوئلا نیز وجود دارد. ایران در دورهای در این کشورها سرمایهگذاری مادی و معنوی زیادی کرده است. آیا این سرمایهگذاریها به حدی مطمئن بوده که با تغییر رویکرد در این کشورها نگاهها به ایران تغییر نکند؟
همسویی دولتها امر بسیار مهمی است و مقامات باید تمایل دوجانبه برای توسعه روابط داشته باشند. ولی در بحث سیاست خارجی کلان جمهوری اسلامی، حمایت از کشورهای رو به رشد است. در امریکای لاتین از ابتدا این نگاه وجود داشته است، ولی فراز و نشیبها نیز همواره وجود داشته است. بهطور مثال رابطهای که با دولت قبلی برزیل داشتیم قابل مقایسه با دولت کنونی نیست. در بولیوی نیز با شبه کودتایی که صورت گرفت آقای مورالس برکنار شد. پیشتر آقای جهانگیری معاون اول سفری به بولیوی داشتند و حتی بنا بود به برزیل نیز سفر کنند که بنا به دلایل تشریفاتی این سفر صورت نگرفت. هر چند با رفتن افراد و تغییر رویکرد دولتها روابط نیز تغییر میکند ولی سیاست کلان، سیاستی است که دولتها میکوشند که هر چه بیشتر رابطه تقویت شود. روابط کنونی دولت بولیوی قطعا قابل مقایسه با دولت آقای مورالس نیست و نخواهد بود.
سرمایهگذاریهای ما در امریکای لاتین بیشتر روی اشخاص بوده یا اینکه توانستهایم لابیهای قدرتمندی در آنجا ایجاد کنیم که با تغییر دولتها و افراد، منافع ایران در خطر قرار نگیرد؟
البته سرمایه ایران در امریکای لاتین بیشتر معنوی است. تا جایی که من اطلاع دارم سرمایهگذاری اقتصادی ویژهای به جز موارد محدودی در اول انقلاب یا وامی که نیکاراگوئه از ایران گرفت اقدام خاصی انجام نشده است. با کوباییها نیز همواره تبادلات علمی داشتیم، اما در بحث سرمایهگذاری روی افراد باید گفت که به طور مثال در برزیل دوستداران جمهوری اسلامی و محور مقاومت کم نیستند. به عنوان مثال در سفری که آقای سناتور کولور، رییس کمیته روابط خارجی سنای برزیل به سوریه و ایران نیز داشت، پس از بازگشت سخنرانی تحلیلی از وضع منطقه ارایه داد و تاکید کرد که برزیل باید از این کشورها حمایت کند، از همین رو ما با افراد متعددی بهخصوص از دولت قبلی برزیل کماکان در تماس هستیم. پس از شهادت سردار سلیمانی، دولت برزیل ابتدا با تقلید از ترامپ همان رویکرد دولت امریکا را در پیش گرفت، اما بلافاصله تذکر شدیدی به نمایندهشان در تهران داده شد، ولی بعدتر دیدیم که تمامی احزاب چپ و حتی مسلمانان مهاجر به برزیل که تعداد آنها کم هم نیست بیانیههای قابلتوجهی در محکومیت ترور سردار سلیمانی منتشر کردند و حتی در سفارت حاضر شدند و دفتر یادبود در محکومیت ترور سردار را امضا کردند و تعدادی از سران احزاب برزیلی پیام تسلیت و محکومیت این اقدام امریکا را ارسال کردند. باید گفت که دیدگاههای حضرت امام و مقام معظم رهبری طرفداران بسیار زیادی در امریکای لاتین دارد، ولی وقتی که دولتها تغییر میکنند شاید رویکردی مخالف ما را دنبال کنند یا برعکس، ولی به شخصه میتوان گفت که فکر زیبا و نورانی که حضرت امام در همان ابتدای انقلاب رقم زدند به امریکای لاتین رسیده و طرفداران بسیار زیادی را نیز به خود جذب کرده است. به عنوان مثال در پارلمان برزیل مراسم روز قدس نیز برگزار شد، ولی به هر حال شاهد تفاوتهایی میان سیاستمداران هستیم. قطعا میتوان گفت که سرمایهگذاری ما از بعد معنوی نتیجه بیشتری نسبت به بعد اقتصادی داشته است، چراکه ما قطعا نمیتوانیم مثل کشورهای اروپایی و کشورهای ثروتمند جهان سرمایهگذاری کلانی در این مناطق داشته باشیم.
هنگامی که بولسونارو روی کار آمد دیدگاه ابتدایی او به ایران مثبت نبود. به نوعی آنها به شدت دچار شک و تردید و همچنین تاثیرپذیری از سیاست خارجی دونالد ترامپ بودند. از سویی باتوجه به نزدیکی بولسونارو با رژیم صهیونیستی، ایشان فاصله جدی با ایران گرفت و از همان ابتدا مواضعی را اتخاذ کرد که اصلا مثبت نبود که البته با مدیریتی که از سوی وزارت خارجه و سفارت صورت گرفت به صورت خصوصی تذکراتی داده شد و تا حدی مواضع نیز تعدیل شد، ولی همان نگاهی که دونالد ترامپ نسبت به ایران داشت بولسونارو نیز دنبال میکرد. قطعا این دیدگاه ترامپ در سیاست خارجی برزیل اثرگذار بود. ما تماسها و لابیهای خودمان با سناتورها، نمایندگان و گروههای ذینفوذ در برزیل را داشتیم و پیغامهای خود را ارسال میکردیم و درنهایت جلوی تندرویهایی که میتوانست رابطه دو کشور را به سمت بحران سوق دهد، گرفته شد. سیاست خارجی هر کشوری به صورت کلان تصویب میشود و وزارت خارجه تنها مجری آن است. سیاست نفوذ و حضور ما در امریکای لاتین در ابتدا به دولتهای مرحوم آقای هاشمی بازمیگردد و بیشترین تحرک ما در کشورهای امریکای لاتین به دولت آقای خاتمی بازمیگردد. آقای خاتمی رابطه با ونزوئلا را تقویت کرد و کلید کار از آنجا زده شد. دولت آقای احمدینژاد نیز همان سیاست را در کنار شعار پیش بردند. حضور ما در امریکای لاتین به عنوان حیاط خلوت امریکا مقداری جنجالی شد که اصلا در آن دوران نیاز به چنین کاری نبود. ارتباط ما با کشورهای کوبا، ونزوئلا و بولیوی در دوره آقای مورالس و نیکاراگوئه یک رابطه سنتی بود. با دولتهای دیگر امریکای لاتین نیز برحسب نیاز روابطی شکل گرفت و سعی شد تا با کشورهای امریکای لاتین روابط بحرانی نباشد. در رابطه با برزیل شاهد سفر آقای لولا به تهران بودیم و حتی ابتکار هستهای را با ترکیه پیش بردند که ناموفق بود. با کشورهای امریکای لاتین که بزرگترین و مهمترین آن برزیل است بهطور معمول روابط خوبی داشتیم.
منبع: روزنامه اعتماد *س_برچسبها_س*