سه‌شنبه 12 فروردین 1404

چشم‌انداز سیاست خارجی ایران چگونه خواهد بود؟

وب‌گاه دنیای اقتصاد مشاهده در مرجع
چشم‌انداز سیاست خارجی ایران چگونه خواهد بود؟

دنیای اقتصاد: در میزگردی که با حضور محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان و رحمن قهرمان‌پور، پژوهشگر سیاست خارجی در سالنامه گروه رسانه‌ای «دنیای اقتصاد» منتشر شده، به بررسی تأثیرات رویدادها و تحولات یک سال اخیر بر سیاست خارجی ایران پرداخته و تأکید شده که درک شرایط بین‌المللی و بهره‌گیری از فرصت‌ها باید اولویت سیاست‌گذاری ایران باشد.

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ با به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در ژانویه 2025، فضای جهانی دستخوش تغییرات جدیدی شد. یکی از مهم‌ترین تحولات، مذاکرات آمریکا و روسیه در عربستان بر سر بحران اوکراین بود. سیاست ترامپ در قبال ایران نیز همچنان بر فشار حداکثری و به حداقل رساندن فروش نفت ایران و همزمان باز گذاشتن درهای مذاکره استوار است.

در این میز گرد، محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان، و رحمن قهرمان‌پور، پژوهشگر سیاست خارجی، به بررسی تأثیرات این رویدادها بر سیاست خارجی ایران پرداختند و تأکید کردند که درک شرایط بین‌المللی و بهره‌گیری از فرصت‌ها باید اولویت سیاست‌گذاری ایران باشد.

دونالد ترامپ از زمان ورود به قدرت، سیاست‌های ملی‌گرایانه افراطی را دنبال کرده است. او همچنین به‌سرعت در حال مداخله کردن و تغییر دادن سپهر سیاسی بین‌المللی است. او تعرفه‌های تجاری را علیه چین، کانادا و مکزیک افزایش داده، در بحران اوکراین موضعی نزدیک به روسیه اتخاذ کرده و بر سیاست فشار حداکثری علیه ایران تأکید داشته است. در این میان، سیاست‌های اقتصادی او باعث افزایش تعرفه‌ها و در نتیجه، بالا رفتن هزینه‌های داخلی در آمریکا شده که با وعده‌های اولیه‌اش مبنی بر کنترل تورم و کوچک‌سازی دولت در تضاد است.

بهکیش اشاره می‌کند که آقای ترامپ ظاهراً در حال شکل دادن به یک دولت دست راستی و نزدیک به فاشیسم است که مشخصات بارز آن تک‌حزبی بودن و ملی‌گرایی افراطی است.

بهکیش در مورد وضعیت حال حاضر کشور می گوید: من سه عامل را در سرنوشت اقتصادی ایران مؤثر می‌دانم. یک، اینکه مسؤولان ما درک درستی از دنیا ندارند یا آن‌قدر تهدید را جدی گرفتند که بقا را در اولویت قرار دادند و از اقتصاد غافل هستند. یکی از بزرگان در همین جلساتی که داشتیم گفت که اقتصاد در ردیف چهارم اولویت‌هاست. این نوع نگاه به اقتصاد و به دنیا ما را با مشکل مواجه می‌کند. مورد دوم تهدید اسرائیل است. هرچه این تهدید پررنگ‌تر شود، خطر و ریسک کشور افزایش پیدا می‌کند و هرچه ریسک بالاتر برود خروج سرمایه از کشور هم بیشتر می‌شود و نرخ ارز افزایش پیدا می‌کند.

مورد سوم رابطه با عربستان است. در حال حاضر عربستان نقش رهبری را در دنیای عرب و حتی در خاورمیانه دارد. اخیراً ما شاهد ملاقات مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، و سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در ریاض بودیم که این نشان‌دهنده چرخش در خاورمیانه است. حدود 50 سال پیش غرب پشتیبان ایران بود، اما در حال حاضر عربستان از ضدیت ایران با آمریکا استفاده کرده است.

اگر ما نتوانیم این مسائل را شفاف درک و حل کنیم، نمی‌توانیم در مسیر توسعه قرار بگیریم.

قهرمان‌پور ریشه‌های ظهور ترامپ را به بحران مالی 2008 مرتبط می‌داند. این بحران موجب شد افکار عمومی آمریکا به این نتیجه برسند که مالیات‌هایشان نباید صرف جنگ‌ها و ائتلاف‌های خارجی شود. در حالی که دموکرات‌ها بر ائتلاف‌سازی و تقویت روابط بین‌المللی آمریکا تأکید داشتند، جمهوری‌خواهان بر استقلال و افزایش قدرت ملی توجه داشتند.

این اختلاف دیدگاه به دهه 1920 بازمی‌گردد، زمانی که فیلسوف آمریکایی جان دیویی بر این باور بود که آمریکا از طریق دموکراسی و پذیرش حقوق اقلیت‌ها در داخل کشور قدرت می‌یابد، اما گروهی دیگر معتقد بودند که باید بر تقویت قدرت نظامی تأکید کرد. ترامپ در فضای کنونی توانست با شعار «دوباره آمریکا را قدرتمند کنیم» این دیدگاه را احیا کند.

یکی از مهم‌ترین شکست‌های سیاست خارجی آمریکا، ناکامی در پروژه‌های دولت - ملت‌سازی در افغانستان و عراق بود. واشنگتن بیش از 2 هزار میلیارد دلار در این کشورها هزینه کرد اما نتوانست دموکراسی پایدار ایجاد کند. این مسأله، ایده عدم مداخله خارجی را در میان راست‌گرایان افراطی آمریکا تقویت کرد.

به گفته قهرمان‌پور، این جریان سیاسی که از ترامپ حمایت می‌کند، نوعی ناسیونالیسم پوپولیستی است که هم بر بازگشت شکوه ملی تأکید دارد و هم جنبه‌های پوپولیستی را از اندرو جکسون، رئیس‌جمهور آمریکا در قرن نوزدهم، الهام گرفته است. یکی از تفاوت‌های دوره جدید ترامپ با دوره قبلی، حذف چهره‌های سرشناس جمهوری‌خواه از کابینه و جایگزینی آنها با نیروهای جوان و رادیکال است. ترامپ خود را قهرمانی می‌بیند که از توطئه‌های دموکرات‌ها جان سالم به در برده و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده است.

روسیه که کشوری محصور در خشکی است، از دیرباز به دنبال دستیابی به مسیرهای دریایی بوده است. به گفته بهکیش، حمله به اوکراین نیز بخشی از تلاش مسکو برای رسیدن به دریای سیاه و مدیترانه است. روسیه در این مسیر، با سیاستی تهدیدمحور به دنبال مقابله با گسترش ناتو است. در عین حال، سیاست خارجی روسیه مبتنی بر روایت‌های هویتی است که آن را به عنوان منجی تمدن در برابر زوال اخلاقی غرب معرفی می‌کند.

عربستان سعودی به عنوان یک بازیگر کلیدی در منطقه، نقش مهمی در تحولات آینده خواهد داشت. مذاکرات بین آمریکا و روسیه در عربستان نشان می‌دهد که این کشور در حال تبدیل شدن به یک مرکز دیپلماسی بین‌المللی است. بهکیش معتقد است که ایران باید روابط اقتصادی و تجاری خود را با عربستان تقویت کند، زیرا رقابت تهدیدمحور دیگر جایگاهی در آینده نخواهد داشت و رقابت اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی ایران، احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه توسط سه کشور اروپایی (آلمان، فرانسه و بریتانیا) است که می‌تواند تحریم‌های سازمان ملل را بازگرداند.

قهرمان پور می گوید مکانیسم ماشه فرمولی است که آمریکایی‌ها ایجاد کردند، اما چرا؟ برای اینکه در مکانیسم ماشه دیگر حق وتو وجود ندارد و چین و روسیه نمی‌توانند حق وتو اعمال کنند. در حال حاضر چون آمریکا از برجام خارج شده نمی‌تواند خواهان بازگشت مکانیسم باشد، اما چون سه کشور اروپایی یعنی آلمان و فرانسه و بریتانیا هنوز در برجام هستند می‌توانند مکانیسم ماشه را برگردانند. در این صورت، کشتی‌های ایرانی در سطح بین‌المللی مورد بازرسی قرار می‌گیرند و تجارت کشور با مشکلات جدی روبه‌رو خواهد شد.

قهرمان‌پور تأکید دارد که در همین راستا نباید برگشت مکانیسم ماشه را ساده بگیریم، زیرا تحریم‌های سازمان ملل با تحریم‌های اولیه و ثانویه فرق می‌کنند و برد بسیار وسیع‌تری دارند. با توجه به این دلایلی که عرض کردم برداشت من این است که ایران تمام تلاشش را می‌کند تا مانع فعال شدن مکانیسم ماشه شود.

برخی معتقدند که فعال شدن مکانیسم ماشه و برگشتن تحریم‌ها اثر زیادی ندارد، اما واقعیت این است که این تحریم‌ها اثرگذار هستند و ما نباید از کنار آنها ساده عبور کنیم. مسأله مهم‌تر این است که ممکن است شرایط از کنترل خارج شود. تجربه کشورهایی مانند عراق، ونزوئلا و کره شمالی نشان داده که تحریم‌های طولانی‌مدت می‌توانند زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی یک کشور را به شدت تضعیف کنند.

بهکیش معتقد است که رفع تحریم‌ها باید اولویت نخست سیاست خارجی ایران باشد. تجارت، محور اصلی حرکت اقتصاداست، یکی از راهکارهای کوتاه‌مدت، افزایش همکاری با هند و استفاده از ظرفیت چابهار است. در حال حاضر، هند به دنبال ایجاد مسیرهای تجاری جایگزین است و ایران باید بتواند از این فرصت برای جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی بهره ببرد. یکی از موانع اصلی سیاست خارجی ایران، نگاه تهدیدمحور به تحولات جهانی و تمرکز بر گذشته است. به گفته قهرمان‌پور، ایران باید مانند چین، رویکرد فرصت‌محور به جهان داشته باشد. چین به جای نگرانی از تهدیدها، بر توسعه اقتصادی تمرکز کرده و توانسته به یک قدرت جهانی تبدیل شود.

مشروح این نشست را در سالنامه نوروزی گروه رسانه‌ای دنیای اقتصاد بخوانید.