به احترام این نظام و مردم کلاه از سر بردارید
به گزارش مشرق، حسن رشوند فعال رسانه در تلگرام نوشت:
پاییز 1403 نتانیاهو که به دلیل برخی تحولات در غزه، خود را پیروز منطقهای میدانست و وضعیت سوریه آنگونه رقم خورده بود که تصور میکرد سنگرهای بعدی یکی یکی شکسته خواهد شد و به خیال خام خود قضیه جنگ غزه تمام شده و با ترور اسماعیل هنیه میهمان مراسم تحلیف آقای پزشکیان در تهران زهرِ چشمی به جمهوری اسلامی داده است، سید مقاومت را در لبنان به شهادت رسانده و در آرزوی خلع سلاح حزبالله با همراهی دولت لبنان وضعیت ایدهآلی را میتواند برای رژیم منحوسش رقم بزند، سرمست از این پیروزیهای سرابگونه، یک نگرانی تمام وجودش را فراگرفته بودکه واکنش ایران در قبال این همه اتفاقات چه خواهد بود؟
صحبتهای فاش شده نتانیاهو در جلسه خصوصی با اعضای نظامی و اطلاعاتی رژیم در آن مقطع که صوت آن به بیرون درز پیدا کرده بود، گویای این واقعیت بودکه دشمن صهیونیستی با همه این پیروزیهای ظاهری، به از دست رفتن ابهت پوشالی خود معترف است. او که طعم تلخ وعده صادق 1 و 2 را چشیده بود در این جلسه گفته بود؛ «حملات ایران باعث شده که ابهت و بازدارندگی ما از بین برود. اگر نتوانیم به حمله ایران پاسخ بدهیم، حجم ترس در داخل اسرائیل بیشتر میشود و این خطرناک است. اما برای پاسخ به ایران دو مسئله را باید در نظر بگیریم: اول اینکه پاسخ باید در سطحی باشد تا ایران حمله مجدد نکند. دوم اینکه این حمله باید در رسانه بزرگنمایی شود تا تاثیر خود را بگذارد.» بعدها مشخص شد رژیم صهیونیستی با کمک طراحان عملیات براندازی جمهوری اسلامی در کاخ سفید حداقل یکسال قبل از کودتای دی ماه 1404 خواب سنگینی را برای ایران عزیز دیده بودند تا با اجرای آن کودتا، جمهوری اسلامی آچمز شده و قدرت هیچ واکنش تاثیرگذاری را نداشته باشد. پیشتر از آن نیز با حمله به ایران در وسط مذاکرات با طرف آمریکایی در خرداد 1404 که به جنگ 12 روزه مشهور شد و با به شهادت رساندن فرماندهان ارشد نظامی و هستهای و حمله به سه مرکز مهم هستهای کشور، دشمن آمریکایی - صهیونیستی پازل خود را برای فروپاشی نظام سیاسی ایران تکمیل شده و کار جمهوری اسلامی را در دی ماه تمام شده تلقی میکرد تا آن نگرانی که نتانیاهو از پاسخ ایران داشت کاملا برطرف شده باشد.
زمزمههای حمله نظامی آمریکا و اسرائیل بعد از کودتای خیابانی دی ماه که شدت گرفت هر چند مردم با حضور بیسابقه خود در راهپیمایی 22 بهمن پاسخ یاوهگوییهای مقامات آمریکایی و صهیونیستی را داده بودند ولی امام شهید و حکیم انقلاب در جمع مردم آذربایجان در 28 بهمن ماه با سخنان راهبردی و راهگشای خویش تکلیف نیروهای مسلح و مردم را در جنگی که عنقریب در حال آغاز شدن بود، روشن کردند و فرمودند: «رئیسجمهور آمریکا مرتب میگوید ارتش ما قویترین ارتش دنیا است. قویترین ارتش دنیا ممکن است گاهی آن چنان سیلی بخورد که از جا نتواند بلند شود. مدام میگویند ما ناو فرستادیم طرف ایران.
خیلی خب، ناو البته یک دستگاه خطرناکی است، اما خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد.» پیش از آن نیز در 12 بهمنماه، دشمن را متوجه جنگ منطقهای کرده و فرموده بودند: «اگر آمریکاییها یا متحدینشان جنگی را تحمیل کنند، آن جنگ محدود، کنترل شده و نقطهای نخواهد ماند، بلکه به یک «جنگ منطقهای» تبدیل خواهد شد».
حالا به این چند گزاره توجه کنید:
1-«کاندولیزا رایس» وزیر خارجه دولت بوش در بحبوحه جنگ 33 روزه حزبالله لبنان با رژیم صهیونیستی در تابستان 2006(مرداد 1385) در حالی که هواپیماهای رژیم اشغالگر، تحت حمایتهای آمریکا بمبهای چند تنی خود را بر سر مردم مظلوم لبنان میریختند، به منطقه سفر کرد و سرمست از تصور پیروزی صهیونیستها، با هرگونه پیشنهاد آتشبس مخالفت کرد و جملهای گفت که اکنون پس از 20سال از آن تاریخ، حتما حالا که او به سن کهنسالی 70 و اندی سالگی رسیده و تحولات این روزهای منطقه و شکست صهیونیستها در دو جنگ با ایران و فراتر از آن شکست آمریکا غول تکنولوژی نظامی جهان از نگاه رایس را در جنگ رمضان دیده، برای ناپختگی و توهم خود در آن مقطع زمانی، برای بیان این جمله خود را باید سرزنش کند. در آن شرایط که رژیم صهیونیستی تصور میکرد دست برتر را در جنگ 33 روزه دارد، رایس برقراری آتشبس در جنگ 33 روزه را منوط به خلع سلاح حزبالله دانسته و گفته بود: «بحران اخیر و جنگ اسرائیل و حزبالله، درد زایمان تولد خاورمیانه جدید است.» رایس امروز میبیند که با آن درد زایمان، خاورمیانه جدید متولد شده است. منتهی خاورمیانهای متولد شده که رژیم صهیونیستی دچار استیصال شده و بعد از 20 سال هنوز بهدنبال خلع سلاح حزبالله است و برای این خلع سلاح دیگر امیدی به کمک شریک متحد خود ندارد چرا که او گرفتارتر از آن است که بتواند کمکی برای این رژیم باشد و نتانیاهو در این واپسین لحظات عمر ننگین خود برای خلع سلاح حزبالله متوسل به دولت خود فروخته لبنان شده است که قطعا این سناریو هم با شکست مواجه خواهد شد. امروز خاورمیانهای متولد شده که ایران بازیگران و معادلات آن را تعیین میکند. آیا این خاورمیانه همانی خاورمیانهای است که «رایس» نوید آن را داده بود یا خاورمیانهای ظهور و بروز یافته که هر روز باعث تبلور چهره جدیدی بنام «ایران مقتدر» و جریان مقاومت در منطقه است و در نقطه مقابل آن، شاهد تنگنای امنیتی برای رژیم صهیونیستی و فروپاشی این رژیم و پایان سیاستهای منطقهای آمریکا هستیم.
2- اگر یک سال اتفاقاتی که در ایران و منطقه رخ داده را به درستی و با دقت مرور کنیم در خواهیم یافت غالبا آن پیشبینیهایی که ما از این همه تحولات و اتفاقات داشتیم آن نبوده که انتظار میرفت. هیچگاه سال گذشته در فروردین 1404 تصور نمیکردیم که در فاصله یک سال، وارد دو جنگ تمار عیار آن هم توسط دو رژیم تا بن دندان مسلح که خودشان را بزرگترین ارتشهای جهان و تجهیزات نظامیشان را برترین تجهیزات و ادوات نظامی میدانستند، شویم و در هر دو جنگ، متجاوزین را با شکست خفتباری روبهرو سازیم، آنگونه که مکرر از طریق کشورهای مختلف درخواست آتشبس بدهند. در کدام نظام سیاسی میتوان سراغ گرفت که حکومتی در فاصله یک سال در بخش دفاعی تا دو رده فرماندهان ارشد نظامی و چند رده فرماندهان دیگر خود را از دست داده باشد و دچار کوچکترین خللی در میدان جنگ با دشمن نشده و در 40 روز جنگ، نواخت شلیک موشکهایش روند کاهشی نداشته باشد. این چه سلسله مراتب مدیریت نظامی است که با چنین دقت و سازماندهی تا پایینترین رده چینش شده است. در کدام نظام سیاسی میتوان سراغ گرفت که وزیر اطلاعات با چند معاون، رئیس سازمان اطلاعات سپاه در دو مرحله و همچنین تقریبا تمام کلانتریها و مراکز امنیتی آن مورد هدف قرار بگیرند اما شیرازه امنیتی آن نظام فرو نپاشد و سیستم بدون هیچ چالش جدی به کار خود ادامه دهد و نه تنها در مقابل دشمن مهاجم، بلکه در فضای امنیتی داخلی خود با توجه به تجربه تلخ حوادث دی ماه محکم و برقرار باشد و دشمن را تهدید به انتقام سخت هم بکند.
3- امروز که به پرونده عملکرد ایران در این دو دهه گذشته نگاه میکنیم یعنی به نقشآفرینی ایران درکشورهای سواحل دریای مدیترانه از فلسطین، لبنان و سوریه گرفته تا کشورهای متصل به این جبهه همچون عراق و آنسوتر، یمن سرافراز در گذرگاه استراتژیک بابالمندب نظاره میکنیم، تازه میفهمیم که «میدان» شهید حاج قاسم و شهید سید حسن نصرالله، چه بلایی را سر جبهه کفر آورده که در یک سال گذشته از هیچ جنایتی در ایران و جبهه مقاومت فروگذار نکردهاند و این همه جنایت از عصبانیتی است که از ملت ایران و جبهه مقاومت به دل دارند و نتوانستهاند پروژه زمینگیر کردن ایران و جبهه مقاومت را در منطقه پیادهسازی کنند و دست رژیم صهیونیستی را برای سلطه بر کشورهای مسلمان باز کنند. اگر میخواهیم جایگاه ایران را در این جبهه بهتر درک کنیم کافی است به این جمله «رابرت فیسک» سرمقاله نویس روزنامه انگلیسی «ایندیپندنت» که از قضا یک یهودی بوده و در اوج حملات داعش در سوریه و عراق گفته بود «ایران قدرتمندترین کشور منطقه خواهد بود» و در تشریح وضعیت کشورهای منطقه تأکید کرده بود «در شرایطی که عربستان سعودی در منطقه به دنبال قلدری کردن و وزرای اسرائیلی رفتارهای دیوانهوار و داعش به کشتار در منطقه مشغول است، ایران همچون یک صوفی نجیب رفتار میکند و از دریای مدیترانه، منطقه خلیجفارس را مدیریت میکند»، دقت داشته باشیم. شاید آن روز برای خیلی افراد این جمله رابرت فیسک به عنوان یک تحلیلگر رسانهای در غرب، باورپذیر نبود، اما امروز با دو جنگی که در یک سال سربلند از آن بیرون آمدیم، میتوانیم جایگاه ایران را در دریای مدیترانه و خلیجفارس درک کنیم. یک روز در کنار آبهای مدیترانه، خلیجفارس را مدیریت میکردیم و در مقابل قلدرمآبی توخالی سعودیها در مقابل انصارالله یمن میایستادیم تا جایی که سعودی را در جنگ با یمنیها پشیمان کردیم و دستان تسلیم آنها را در مقابل انصارالله بالا بردیم و مانع تعبیر خوابهای آشفته صهیونیستها و آمریکا برای منطقه خلیجفارس شدیم و یاوهگویی شیوخ عرب را برای جزایر ایرانی خلیجفارس با آرایش نظامی و فشار بر گلوی آنها در نقطهای دیگر پاسخ دادیم و امروز با بستن تنگه هرمز، رگ حیات آمریکا و رژیم صهیونیستی را به دست گرفته و شکست بزرگتر از شکست جنگ 12 روزه و 40 روزه را بر دشمن تحمیل کردهایم و مستقیم و غیر مستقیم به دشمن هشدار میدهیم که دست از پا خطا کند با بستن تنگه بابالمندب نیز مواجه خواهد شد.
4- کدام ملتی را نظیر ملت ایران سراغ داریم که روزانه زیر صدها بمب و موشک قرار داشته و نه تنها بهدنبال فرار برای مصون ماندن از حملات دشمن نباشند، بلکه نزدیک به 50 شب به خیابانها آمده و از سیاست مقابله با دشمن و عدم تسلیم در برابر آن حمایت کنند. در همان روز اول جنگ دیدیم که در کشور امارات با وجود اینکه تنها پایگاههای آمریکا در آن کشور در آماج حملات موشکی ایران قرار داشت نه اماکن اداری و عمومی آن کشور، مردم به فروشگاهها هجوم برده و قفسهها را تخلیه میکردند و این در حالی بود که در این 50 شبانهروز، ملت ایران نه تنها به فروشگاهی هجوم نبردند، بلکه کمکهای نقدی و غیرنقدی خود را برای کمک به ساخت موشک توسط فرزندان خود در هوافضای سپاه هدیه میدهند و تاکنون دهها کیلو طلا و صدها میلیارد تومان پول به شبکه ساخت موشکی سپاه تزریق شده است تا موشکهای قدر، سجیل دیگری نثار جان بیمقدار دشمن شود.
آیا به احترام چنین نظامی که سلسله جنبان و بالاترین شخصیت تصمیمگیر آن یعنی امام شهید سید علی خامنهای (روحی فدا) که 37 سال همه چشمها و دلها به او دوخته شده بود تا منویاتش جامه عمل پوشانده شود و با وجود آنکه چند رده از فرماندهان نظامی و امنیتی در چنین نظامی به شهادت رسیدهاند و ذرهای در انجام امور روزمره آن خلل ایجاد نشده است، نباید به احترام چنین نظام و مردمی کلاه از سر برداشت؟
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.