بازگشت علی باقری کنی به دبیرخانه شعام؛ چگونه و چرا سایه جلیلی، معاون لاریجانی شد؟

چهره ای که روزگاری برجام را همچون عجوزه ای توصیف کرده بود در نهمین سالگرد اعلام برجام، در مهمترین زیرمجموعه سازمان ملل یعنی شورای امنیت، لب به ستایش آن گشود و در دولت سیزدهم آن را ابتکار موفق برای ایران خواند. اما علت این جدایی چه بود؟ روی میز مذاکره و در اتمسفر فضای مذاکرات احیای برجام چه شد و بر باقری چه گذشت که او حالا در کارنامه اش بعد از معاونت سعید جلیلی در دبیرخانه شعام، معاون...
سیما پروانهگهر- علی باقری کنی در کنار علی لاریجانی به عنوان معاون در دبیرخانه شعام». این عبارت تا همین چند سال پیش می توانست شبیه شوخی یا جمله ای مملو از پارادوکس سیاسی باشد. باقری کنی تا قبل از دولت سیزدهم سایه سعید جلیلی بود. یک جستجوی ساده در تاریخ و زمان حضور سعید جلیلی در شورای عالی امنیت ملی و حضور باقری کنی در کنار او نشان می دهد که تا چه اندازه باقری کنی سایه جلیلی بوده است. سایه ای که در دولت حسن روحانی و در زمان مذاکرات برجام نیز به تریبون تکرار اظهارات و مواضع جد برجامی جلیلی تبدیل شد. تغییر مواضع باقری کنی اما به اینجا ختم نشد و او حالا دوباره در کسوت معاون دبیر شورای عالی امنیت به شعام بازگشته است، البته تغییرات باقری کنی در فاصله این رفت و برگشت به شعام دقیقا به اندازه تغییری است که در چهره منصوب به عنوان دبیر این شورا رخ داده؛ از سعید جلیلی تا علی لاریجانی.
از زمان حضور جلیلی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی تا زمانی که باقری کنی به دولت سیزدهم رفت؛ دوقلوی ضدبرجامی به خوبی و خوشی در کنار هم روزگار سپری می کردند تا این که با روی کار آمدن دولت سیزدهم، علی باقری کنی جمسئول تیم مذاکرات هسته ای شد. حالا او از فرد شماره دو و نیروی پشتیبانی جدیدی در زمین ضد مذاکرات و ضد برجام به فرد شماره یک تیم مذاکره کننده تبدیل شد. شاید باید نقطه عطف زندگی سیاسی باقری کنی را نیز همین دوره دانست. زمانی به یکباره او با واقعیت روابط بین الملل و مذاکره مواجه شد و بین او و مرداش فاصله معنی داری افتاد. فاصبه ای که از دیده ها پنهان نماند و حتی نیروهای جوان تر تیم جلیلی مثل امیرحسین ثابتی نیز اخیرا از این جدایی به صراحت پرده بر داشتند.
امیرحسین ثابتی اسفندماه سال گذشته در گفت و گویی تاکید کرد که علی باقری شخصا آدم محترمی است و هیچوقت چیز بدی از شخصشان ندیدم. اما در ماجرای برجام نظر علی باقری خیلی عوض شد و با جلیلی اختلاف بر سر برجام پیدا کرده اند.
ثابتی در همین گفت و گو میزان معنی دار فاصله گرفتن باقری کنی از دیدگاه های جلیلی را نیز تلویحا تایید کرده و می گوید:«یکبار باید سه چهار ساعت با باقری به خاطر عوض شدن نظرش بر سر برجام گفتگو کنم. جنس علی باقری را جنس ظریف و روحانی نمیدانم».
ثابتی در این مورد استثنا درست می گوید. باقری کنی در دولت ابراهیم رییسی با سعید جلیلی که روزگاری رفیق گرمابه و گلستان ضد برجامی اش بود اختلافات جدی پیدا کرد. او در قامت «مذاکره کننده ارشد ایران در گفت وگوهای احیای برجام» به شمایل تلاش برای احیا و زنده کردن توافق هسته ای بدل شد.
او قبلا در پاسخ به سوالی درباره گرامیداشت سالگرد برجام گفته بود: "اگر شما زن ناسازگاری داشتهباشید که با شما چنین و چنان کردهباشد؛ مهریه را اجرا گذاشته، آبروتان را برده، آرامش زندگیتان را زدوده وخلاصه امانتان را بریده؛ آیا با همهی این احوال جشن سالگرد ازدواج میگیرید!؟ "
چهره ای که روزگاری برجام را همچون عجوزه ای توصیف کرده بود در نهمین سالگرد اعلام برجام، در مهمترین زیرمجموعه سازمان ملل یعنی شورای امنیت، لب به ستایش آن گشود و در دولت سیزدهم آن را ابتکار موفق برای ایران خواند. اما علت این جدایی چه بود؟ روی میز مذاکره و در اتمسفر فضای مذاکرات احیای برجام چه شد و بر باقری چه گذشت که او حالا در کارنامه اش بعد از معاونت سعید جلیلی در دبیرخانه شعام، معاون علی لاریجانی در دبیرخانه شعام را دارد؟
خروج از دولت سایه؛ چگونه مرید جلیلی علیه او شورش کرد؟
باقری کنی روزگار سیاسی اش را از صدا و سیما آغاز کرده است. اقتصاد خوانده و سال ها نیز اقتصاد درس داده است. در سال 1373 پس از مدت کوتاهی حضور در سازمان صدا و سیما، فعالیت در وزارت خارجه را آغاز کرد. از سال 1386 تا 1392 در دولت محمود احمدی نژاد در تیم هسته ای ایران بود و در مذاکرات هسته ای در کنار سعید جلیلی فعالیت می کرد.
از 1386 تا 1392 همواره همراه جلیلی بود؛ در دوره سکانداری سعید جلیلی در مذاکرات هسته ای در دولت نهم و دهم معاون او بود و در زمان معاونت اروپا و امریکای وزارت امور خارجه که باقری مدیرکل اروپای مرکزی و شمالی این معاونت بود.
باقری کنی اما فراتر از معاونت اداری در کنار جلیلی بود. در انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 مسوول ستاد انتخاباتی جلیلی و نماینده او در برنامه های تلویزیونی بود. همان زمان که به تندی به اظهارات روحانی واکنش نشان داد. بسیاری ان زمان گمانه زنی می کردند که با رفتن سعید جلیلی به پاستور، باقری کنی نیز به وزارت خارجه خواهد رفت اما نه جلیلی به پاستور رفت و نه باقری کنی به صدر وزارت خارجه اش، حتی با آمدن ظریف او از وزارت خارجه هم رفت و در سال های دولت روحانی رسای مخالفت با مذاکره و برجام باقی ماندند.
نقش آفرینی باقری در زمین حمله به برجام بسیار پررنگ بود؛ پس از توافق ژنو که پیش درآمد برجام بود، در مجلس حضور یافت و محتوای مذاکرات و توافقات را در کمیسیونی با عنوان «کمیسیون برجام» که ریاست آن را علیرضا زاکانی برعهده داشت، نقد کرد. در نقد عملکرد تیم سیاست خارجی دولت وقت هم در صداوسیما حضور مستمر داشت. دست به فرمان همین بود تا سال 1400.
هنوز دولت سیزدهم آغاز به کار نکرده بود که در یک دیدار خارجی رییس جمهور منتخب در تهران که با وزیر خارجه هند انجام می شد، حسین امیرعبداللهیان و علی باقری کنی هر دو در محل حاضر شدند و انتشار این تصاویر پیام رسایی داشت؛ قرار نبود باقری سکان دار وزارت امور خارجه شود اما قرار هم نبود بدون سمتی مهم در دولت سیزدهم باقی بماند
همین شد که دانش آموخته دانشگاه امام صادق که زمانی معاون سعید جلیلی در مذاکرات بود به جای سیدعباس عراقچی فارغ التحصیل اندیشه سیاسی دانشگاه کنت انگلستان نشست تا سکاندار وزارت خارجه شود.
این نقطه از تاریخ برای جلیلی و باقری کنی جدایی سیاسی به صورت مشخص علنی شد؛ در روزهایی که نامه 200 صفحه ای جلیلی به رهبر انقلاب، پیشنهاد خروج از برجام، افزایش غنی سازی حتی تا 90درصد را داده بود، باقری از تاکتیک «مذاکره برای رفع تحریم» سخن گفت.
منصور حقیقت پور، مشاور رییس سابق مجلس، درباره موضوع ارسال نامه 200 صفحه ای سعید جلیلی به رهبر انقلاب و درخواست برای توقف مذاکرات و خروج از برجام، درباره انتقادات جلیلی در این نامه به شخص باقری کنی به رغم نزدیکی فکری و سیاسی این دو چهره گفت: تا زمانی که باقری کنی همکار جلیلی بود هر دو روی هوا حرف می زدند اما باقری کنی حالا پشت میز نشسته و با واقعیت ها روبه رو شده، بنابراین صحبت و رویکردش از گذشته فاصله گرفته و روی زمین با واقع بینی حرف می زند.
حقیقت پور در همین گفت و گو تاکید میکند که «تفکرات باقری کنی واقعی تر و اجرایی تر از اندیشه رئالیستی جلیلی در موضوع مذاکرات است»
شهریور سال 1402 دوران تعارف بین علی باقری کنی و سعید جلیلی وقتی به پایان رسید که باقری کنی به یک باره به صورت مستقیم و علنی از اصل مذاکره دفاع کرد. 21 شهریور سال 1402 باقری صراحتا از «مذاکره» دفاع و تاکید کرد که «کسانی که با پوشش دفاع از ارزش ها تلاش می کنند تا مذاکره را ماهیتا ضدارزش جلوه دهند، عملا می خواهند دست نظام برای تامین منافع ملی را از این ابزار کلیدی و مهم تهی کنند.» باقری که در گردهمایی سراسر اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان این سخنان را بیان کرده بود همچنین در کنایه ای به رفقای قدیمی خود گفت که «سیاست خارجی عرصه اساس نیست، بلکه میدان باورها، عقلانیت و هوشمندی است.»
در همین سخنان بود که باقری به وضوح به اهمیت روابط با اروپا اشاره کرده و با بیان اینکه «ظرفیت شرق هیچ دلیلی بر بی توجهی یا کم توجهی به دیگر ظرفیت ها نیست»، گفت: «اروپا هیچ گاه در فهرست سیاه روابط خارجی ما قرار نداشته و ندارد و به هر میزان که این کشورها آماده نقش آفرینی در توسعه کشور باشند، با اقبال طرف ایرانی مواجه خواهند شد، اما تاکید راهبردی رییس جمهور این است که توسعه و پیشرفت کشور و رفاه و آسایش مردم نباید گروگان اراده و تصمیم چند پایتخت غربی باشد.» مهمتر از موضوع اروپا او تاکید کرد که «جمهوری اسلامی ایران در صورت واقع بینی طرف های مقابل و پرهیز آنها از تکرار اشتباهات گذشته، مانعی برای ازسرگیری مذاکرات و نهایی سازی توافق نمی بیند».
این اظهارات باقری در انتهای تابستان 1402 در شرایطی بود که یک سال قبل از آن هم در تابستان 1401 شنیده ها حاکی از فرصت توافق پیش پای ایران بود. فرصتی که مشخص نشد و نیست به چه دلیل از دست رفت.
اظهارات دیپلماتی که یک دهه پیش برجام را با زن ناسازگار و کودک سرطانی مقایسه کرده بود در آغاز نیمه دوم سال 1402 و در دولت سیزدهم ریختن آب پاکی روی دست جلیلیون بود؛ «دولت تحت هیچ شرایطی وارد سیاسی بازی برخی جریان های سیاسی در عرصه سیاست خارجی نشده و با اهتمام تمام تلاش کرده تا سیاست خارجی در تراز یک موضوع ملی بماند و به سطح مساله یک جریان سیاسی تقلیل نیابد.»
آناتومی یک جدایی و یک ائتلاف؛ چرا باقری کنی راهش را از جلیلی جدا کرد؟
باقری کنی در حلقه سعید جلیلی چهره متمایزی بود و در بررسی میان اعوان و انصار جلیلی نباید او را هم طراز با یاران دیگر جلیلی در نظر گرفت. نخست به خاطر عقبه خانوادگی او که این امکان و پتانسیل را برای تصمیم گیری های مجزا و اراده برای جدایی از جلیلی در زمان تغییرات رای و نظراتش می دهد. علی باقری کنی برخلاف بسیاری دیگر از چهره های حلقه سعید جلیلی از نظر سیاسی، از خانواده قدرتمندی می آید. او فرزند محمدباقر باقری کنی - از اعضای سابق مجلس خبرگان رهبری و عضو هیات امنای موسسه جامعه الصادق - و برادرزاده محمدرضا مهدوی کنی، دو روحانی صاحب نفوذ در رده اول مدیران جمهوری اسلامی است و با درگذشت شان فرصت بروز و ظهور برای فرزندان این خانواده ها بیش از پیش مهیا شد. علاوه بر این مصباح الهدی، برادر علی باقری کنی، داماد آیت الله خامنه ای است.
این پیشینه خانوادگی در کنار فارغ التحصیلی از دانشگاه امام صادق و ارتباط با لایه های مختلف قدرت به باقری کنی دیسیپلینی می دهد که ادامه حیات سیاسی او را منوط به نزدیکی به جلیلی نکرده است.
مورد دوم و بدیهی ترین علت این جدایی مساله ای است که چهره های مختلف سیاسی نیز بر آن تاکید دارند؛ باقری کنی پشت میز مذاکره متوجه شد عرصه سیاست خارجی میدان شعار نیست و برخلاف تصور جلیلی و اعوان و انصارش تاریخ مصرف «مذاکره برای مذاکره» از جانب ایران برای دنیا گذشته است. او در برهه ای از زندگی سیاسی اش با پختگی طبیعی حاصل از سن و سال و مواجه با مسئولیت مستقیم مذاکرات متوجه شد مسیر سیاست خارجی که مانع تحریم و جنگ شود شاید از کوچه سعید جلیلی گذر نکند.
سومین دلیل اما می تواند موضوعی باشد که باعث ریزش بخشی از نیروهای میان سال جلیلی از اطراف او باشد. همان دلیلی که بخشی از جبهه پایداری را نیز از اطراف سعید جلیلی متفرق کرده است. همان موضوعی که باعث شد تا محسن منصوری معاون رییس دولت سیزدهم اخیرا بگوید که گزینه اصلی این دولت برای انتخابات نه سعید جلیلی که پرویز فتاح بود و تلویحا اشاره کند که حمایت از جلیلی از سر ناچاری بوده است؛ فقدان مقبولیت عمومی و فقر رای مردمی برای دیدگاه های جلیلی. شاید به دلیل همین ریزش ها باشد که جلیلی دست از یاران قدیمی خود که پا به میان سالی گذاشته اند نیز شسته و به دنبال یارگیری های جدید از دهه شصتی ها است.
ائتلاف جدید در شعام جدید
حالا باقری کنی دوباره به شعام بازگشته است. به همان صندلی که حدود 2 دهه قبل روی آن نشسته بود. حالا معاون علی لاریجانی است. فضای ایران در عرصه بین المللی به اندازه همان زمان ملتهب است. گویی تاریخ در حال تکرار است و تنها برخی اسامی تغییر کرده اند. اسامی ثابتی البته در این میان دیده می شوند؛ علی لاریجانی و علی باقری کنی. البته بر رخ هردو گرد میانسالی نشسته و احتمالا مساله مذاکره و ارتباط با دنیا نیز برایشان تعاریف جدیدی دارد.
کد خبر 2109115